هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد و رنج عاشقی است که دل در گرو معشوق دارد و از فراق و بیتوجهی او رنج می‌برد. شاعر با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، مانند 'بار گران'، 'جگر خونین' و 'زلف پریشان'، احساسات خود را بیان می‌کند. همچنین، در ابیاتی به مسائل اخلاقی مانند ظلم و ستم اشاره شده است.
رده سنی: 15+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی، همچنین استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده، درک این شعر را برای کودکان دشوار می‌کند. این متن更适合 افرادی که دارای تجربه‌های عاطفی و شناختی بیشتری هستند.

غزل ۴۹ - تا به هوای تو دل، از سر جان، برنخاست

تا به هوای تو دل، از سر جان، برنخاست
از دل بی‌طاقتم، بار گران ، برنخاست ۱

عشق تو تا جان و دل، خواست، که یغما کند
تا جگرم خون نکرد، از سر آن، برنخاست ۲

بر دل نازک تو را، بود غباری، ز من
تا نشدم خاک ره، آن زمیان، برنخاست ۳

سرو نخوانم تورا، کز لب جوی بهشت
چون قد زیبای تو، سرو روان برنخاست ۴

زلف پریشان تو، باد به هم برزند
کز دل سودا زده، آه و فغان بر نخاست ۵

بیش به تیغ ستم، خون غریبان، مریز
ظلم مکن در جهان، امن و امان برنخاست ۶

پرتو مهر تو تا، بر دل سلمان، بتافت
ذره صفت از هوا، رقص کنان، برنخاست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸ - عاشقان را از جمالش، روز بازار امشب است
گوهر بعدی:غزل ۵۰ - شب فراق، چو زلفت اگر چه تاریک است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.