هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از حافظ، به توصیف شبی خاص و معنوی میپردازد که عاشقان و قدسیان را به وجد آورده است. شبی که به باور شاعر، فرصتی استثنایی برای نزدیکی به معشوق و تجربهی عشق الهی است. شاعر از عاشقان میخواهد که از این فرصت نهایت استفاده را ببرند و به خدمت معشوق بشتابند. همچنین، او زاهدان را به ترک ریاکاری و پیوستن به جمع عاشقان دعوت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانهی عمیق است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۸ - عاشقان را از جمالش، روز بازار امشب است
عاشقان را از جمالش، روز بازار امشب است
لیلة القدری که میگویند پندار امشب است ۱
حلقهها، بین بسته، جانها، گرد رخسارش چو زلف
قدسیان را نیز گویی روز بازار، امشب است ۲
عاشقان! با بخت خود شب زنده دارید امشبی
ز آنکه در عمر خود آن شوریده، بیدار امشب است ۳
پای دار، ای شمع و منشین، تا به سر خدمت کنیم
پیش او امشب، که ما را خود سر و کار، امشب است ۴
عود در مجلس دمی خوش میزند بیهمنفس
آری، آری، وقت انفاس شکربار، امشب است ۵
جنس فردا پیش نقد جان من، امشب، به می
میفروشم، کان بضاعت را خریدار، امشب است ۶
زاهدان! یک دم مجالی چون کنم تدبیر چیست؟
چون پس از عمری، مجال صحبت یار، امشب است ۷
گفتهای سلمان، که سر ایثار پایش میکنم
گر سر ایثار داری وقت ایثار، امشب است ۸
لیلة القدری که میگویند پندار امشب است ۱
حلقهها، بین بسته، جانها، گرد رخسارش چو زلف
قدسیان را نیز گویی روز بازار، امشب است ۲
عاشقان! با بخت خود شب زنده دارید امشبی
ز آنکه در عمر خود آن شوریده، بیدار امشب است ۳
پای دار، ای شمع و منشین، تا به سر خدمت کنیم
پیش او امشب، که ما را خود سر و کار، امشب است ۴
عود در مجلس دمی خوش میزند بیهمنفس
آری، آری، وقت انفاس شکربار، امشب است ۵
جنس فردا پیش نقد جان من، امشب، به می
میفروشم، کان بضاعت را خریدار، امشب است ۶
زاهدان! یک دم مجالی چون کنم تدبیر چیست؟
چون پس از عمری، مجال صحبت یار، امشب است ۷
گفتهای سلمان، که سر ایثار پایش میکنم
گر سر ایثار داری وقت ایثار، امشب است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷ - از بار فراق تو مرا، کار خراب است
گوهر بعدی:غزل ۴۹ - تا به هوای تو دل، از سر جان، برنخاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.