هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از دیدن چهره معشوق، غم و شادی، و اضطراب دوری سخن می‌گوید. شاعر از جذبه‌های معشوق و تأثیر آن بر روح و جان خود می‌نویسد و در نهایت، خود را در برابر عظمت معشوق، کوچک و بی‌قدر می‌بیند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند اضطراب عشق و دوری نیاز به درک عاطفی بالاتری دارد.

غزل ۶۳ - روزی از رویت، مگر طرف نقاب، افتاده است

روزی از رویت، مگر طرف نقاب، افتاده است
در دل خورشید و مه، زان روز تاب، افتاده است ۱

دیده من تا به روی توست، روشن، خانه‌ای است
مردم چشم مرا، در خانه آب، افتاده است ۲

بس که بارید از هوا، باران محنت، بر سرم
کش به اطراف زجاجی، آفتاب افتاده است ۳

غمزه‌ات دل می‌برد، چشم توام، خون می‌خورد
روز و شب آن در شکار، این در شراب، افتاده است ۴

کرد چشمت، فتنه‌ای پیدا و در هر گوشه‌ای
عالمی بر فتنه بختم به خواب، افتاده است ۵

شد دل بیمار و می‌خواهد ز لعلت، شربتی
رحمتی فرما، که این مسکین، خراب افتاده است ۶

آفتابی، از من خاکی، جدا خواهد شدن
لاجرم چون ذره، دل در اضطراب، افتاده است ۷

برمتاب از من، عنان، آخر که یکسر کار من
رفته است از دست و در پا چون رکاب، افتاده است ۸

تا من افتادم ز کویت در حسابی نیستم
ز آنکه در کویت چو سلمان، بی‌حساب افتاده است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۲ - تا زماه طلعتت، طرف نقاب، افتاده است
گوهر بعدی:غزل ۶۴ - خواب مستی کرده چشمت، در خمار افتاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.