هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، به توصیف عشق و فراق می‌پردازد. شاعر از بوی خاک راه، رنگ حسن یار، زلف مشکین، لعل شیرین، و چشم نیش‌زن سخن می‌گوید و درد فراق را با سوزی جانکاه بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۶۶ - بویی از خاک رهت، همره باد سحری است

بویی از خاک رهت، همره باد سحری است
رنگی از حسن رخت، مایه گلبرگ طری، است ۱

دم ز زلف تو زنم، زان دم من مشکین است
سخن از لعل تو گویم، سخنم، زان شکری است ۲

جز صبا محرم من نیست، ولی چندانم،
بر صبا نیست، وثوقی که صبا در به دری، است ۳

بر جگر می‌زندم، چشم تو، هر دم، نیشی
خون چشمم که روان است، ازان رو جگری است ۴

روی آتش و شش، از دیده ما پنهان است
ما از آن روی برآنیم که آن ماه، پری است ۵

این که با سوز فراقت، دل ما می‌سوزد
تو برآنی که ز صبرست، نه از بی صبری است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۵ - نه ز احوال دل بی‌خبرانت، خبری است
گوهر بعدی:غزل ۶۷ - مشنو، که مرا از درت، اندیشه دوری است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.