هوش مصنوعی: این متن عرفانی بیانگر وحدت در کثرت و یگانگی در عشق است. شاعر با استفاده از نمادهای مختلف مانند کعبه و بتخانه، زلف و سبحه، می و ساقی، نشان می‌دهد که در نهایت همه چیز به یک حقیقت واحد بازمی‌گردد. عشق به معشوق (که می‌تواند هم انسان باشد و هم خدا) همه تفاوت‌ها را از بین می‌برد و دیوانه و فرزانه را در یک سلسله قرار می‌دهد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۶۸ - بر سر کوی یقین، کعبه و بتخانه، یکی است

بر سر کوی یقین، کعبه و بتخانه، یکی است
دام زلف سیه و سبحه صد دانه، یکی است ۱

هر زمان جلوه حسن، ار چه ز رویی دگر است
باش یکدل به همه روی، که جانانه، یکی است ۲

می و پیمانه، همه عکس رخ ساقی، بین
تا بدانی که می و ساقی و پیمانه یکی است ۳

در ره کعبه، خطاب آمدم، از میخانه
که کجا می‌روی ای خواجه، همه خانه یکی است ۴

رای کج زد، سر زلف تو، به قصد دل من
گر چه با رای دو زلفت، دل دیوانه، یکی است ۵

من دیوانه، نه تنها سر زلفت، دارم
که درین سلسله، دیوانه و فرزانه یکی است ۶

گرچه از سوختگان تو، یکی، سلمان است
لیکن ای شمع، نه آخر همه پروانه یکی است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۷ - مشنو، که مرا از درت، اندیشه دوری است
گوهر بعدی:غزل ۶۹ - حلقه زلف تو، سرمایه هر سودایی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.