هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از مولانا بیانگر درد عشق و جدایی است. شاعر از بی‌توجهی معشوق و دشواری‌های عشق شکایت می‌کند، اما با این حال عشق را ارزشمند می‌داند و از ملامت دیگران نمی‌هراسد. او تأکید می‌کند که عاشقان واقعی به دنیا و متاع آن دل نمی‌بندند و عشق حقیقی فراتر از مادیات است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۸۹ - دل می‌خرد حبیب و مرا این متاع نیست

دل می‌خرد حبیب و مرا این متاع نیست
گر طالب سرست برین سر، نزاع نیست ۱

کاری است عشق مشکل و حالی است بس غریب
کس را به هیچ حال برآن، اطلاع نیست ۲

دنیا خرند اهل مروت به هیچ وجه
ارباب عشق را هوس این متاع نیست ۳

در عاشقی دلا ز ملامت مشو ملول
کاحوال خستگاه هوا جز صراع نیست ۴

در سر ز استماع الست است مستیی
ما را که احتیاج شراب و سماع نیست ۵

چون زلف اگر به تیغ سرم قطع می‌کنی
ما را به مویی از تو سر انقطاع نیست ۶

هیچ آتشی به حرقت فرقت نمی‌رسد
وان نیز دیده‌ام به سوز و وداع نیست ۷

سلمان امید مهر از آن ماهرو مدار
زیرا میان این مه و مهر اجتماع نیست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۸ - بهار باغ و گل امروز، گوییا خوش نیست
گوهر بعدی:غزل ۹۰ - درد عشق تو که جز جان منش، منزل نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.