هوش مصنوعی: این متن شعری است که درد فراق و عشق را بیان می‌کند. شاعر از رنج دوری معشوق می‌نالد و احساسات خود را با تصاویر شاعرانه مانند کشتی بر لب خشکیده، تیرهای کمان ابرو، و خاطرات نسیم بهاری توصیف می‌کند. در نهایت، عشق به معشوق را تنها مقصود زندگی می‌داند و از گذر زمان و فراق شکوه می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۹۸ - چند گویم، در فراقت کابم از سر گذشت؟

چند گویم، در فراقت کابم از سر گذشت؟
شد بپایان عمر و پایانی ندارد سرگذشت ۱

چون نویسم، کز فراقت، بر سر کلکم چه رفت
باز سودایت چه بر طومار و بر دفتر گذشت ۲

جانم آمد، بر لب و کشتیش بر خشک اوفتاد
آه من تا بحر نیلی رفت و زان برتر گذشت ۳

هر خدنگی کامد، از مشکین کمان ابروت
در دل مسکین من، پیکان بماند و سرگذشت ۴

ناوکی کز دست شستت جست، آمد بر دلم
از نسیم نوبهاری، بر دلم خوشتر گذشت ۵

در دو عالم، مقصد و مقصود جان عاشقان
نیست جز خاک درت، چون می‌توان زان در گذشت ۶

خاک بر سر می‌کنم، چون باد و می‌گریم چو ابر
گرچه ابرت از فراز بام و باد از در گذشت ۷

شمع را در گیر، امشب تا بگوید روشنت
کز خیالت، دوش سلمان را چها بر سر گذشت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۷ - تیر خدنگ غمزه‌ات، از جان ما گذشت
گوهر بعدی:غزل ۹۹ - بر دل من تا خیال آن پری پیکر، گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.