هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر حالات عاشقی است که از فراق و عشق به معشوق رنج می‌برد. شاعر از درد فراق، تأثیر عشق بر عقل و فکر، و التماس به معشوق برای رحم کردن سخن می‌گوید. همچنین، او از تأثیر عشق بر دنیا و آخرت و تبدیل رنج به لذت می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و تأثیرات عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

غزل ۱۱۹ - هر دمم، چهره به خون مژه، تر می‌گردد

هر دمم، چهره به خون مژه، تر می‌گردد
حالم از عشق تو، هر روز، بتر می‌گردد ۱

بر مگرد از من و گر زانکه تو بر می‌گردی
دین و دنیا و سعادت، همه، بر می‌گردد ۲

روی، پنهان مکن از من، که پری رویان را
کار حسن، از نظر اهل نظر، می‌گردد ۳

فکر، در راه هوای تو، ز پا می‌افتد
عقل، در کوی خیال تو، به سر می‌گردد ۴

رحم کن بر دلم ای ماه، که از آه دلم
خانه ماه فلک، زیر و زبر می‌گردد ۵

آب و سنگم همه بردی و کنون دیده من
آسیایی است که بر خون جگر می‌گردد ۶

تا کجا باد صبا، بوی تو در یوزه کند
روز و شب بی سروپا بر همه در می‌گردد ۷

تیغ از دست تو عمر ابدی، می‌بخشد
زهر بر یاد تو، جلاب و شکر می‌گردد ۸

رفت بر بوک و مگر عمر تو سلمان چه کنم
کار دنیا همه، بر بوک و مگر می‌گردد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۸ - من امروز، از میی مستم، که در ساغر نمی‌گنجد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۰ - ترک چشم تو، که با تیر و کمان می‌گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.