هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید. او از زلفهای معشوق، چشمان مست او و تأثیرات عمیق این زیباییها بر جان خود میسراید. همچنین، شاعر به ضعف دل خود و نیاز به درمان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک کامل آن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۱۲۸ - دام زلف تو به هر حلقه، طنابی دارد
دام زلف تو به هر حلقه، طنابی دارد
چشم مست تو به هر گوشه، خرابی دارد ۱
نرگس مست خوشت، گر چه چو من بیمار است
ای خوشا نرگس مست تو که خوابی دارد ۲
رسن زلف تو در رشته جان من و شمع
هر یک از آتش رخسار تو، تابی دارد ۳
خونم ازدیده از آن ریخت که تا ظن نبری
که برش مردم صاحب نظر آبی دارد ۴
حال ضعف دل سودازده خود، به طبیب
گفت سلمان و تمنای جوابی دارد ۵
چشم مست تو به هر گوشه، خرابی دارد ۱
نرگس مست خوشت، گر چه چو من بیمار است
ای خوشا نرگس مست تو که خوابی دارد ۲
رسن زلف تو در رشته جان من و شمع
هر یک از آتش رخسار تو، تابی دارد ۳
خونم ازدیده از آن ریخت که تا ظن نبری
که برش مردم صاحب نظر آبی دارد ۴
حال ضعف دل سودازده خود، به طبیب
گفت سلمان و تمنای جوابی دارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۵۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۷ - این یار که من دارم، ازین یار که دارد؟
گوهر بعدی:غزل ۱۲۹ - دل نصیب از گل رخسار تو، خاری دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.