هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد عشق، غم‌های روزگار و دل‌تنگی‌های شاعر است. شاعر از رخسار معشوق، غم‌های خود و دوست، و بی‌قراری‌هایش می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به مستی و خمار دارد و در نهایت، آرامش را در کنار دوست جستجو می‌کند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره‌ای به مستی و خمار دارد که مناسب سنین بالاتر است.

غزل ۱۲۹ - دل نصیب از گل رخسار تو، خاری دارد

دل نصیب از گل رخسار تو، خاری دارد
خاطر از رهگذرت، بهره غباری دارد ۱

دیده در خلوت وصل تو ندارد، راهی
کار، کار دل تنگ است، که باری دارد ۲

غم ایام خورم، یا غم خود، یا غم دوست؟
غم من نیست از آن غم که شماری دارد ۳

دوش صد بار به تیغ مژه‌ام زد چشمت
که به هر گوشه چو من کشته، هزاری دارد ۴

گله کردم، دهنت گفت: مگو هیچ که او
مست بود، امشب و امروز خماری دارد ۵

عالمی غرقه دریای هوا و هوسند
هر کسی خاطر یاری و دیاری دارد ۶

زین میان، خاطر آسوده کسی راست که او
دامن دوست، گرفتست و کناری دارد ۷

بحر، می‌جوشد و جز باد ندارد در کف
صدف آورده به کف، در و قراری دارد ۸

پای باد از پی آن، هر نفسی می‌بوسم
که به خاک سر کوی تو، گذاری دارد ۹

نیست در کوی تو کاری، دگران را لیکن
با سر کوی تو سلمان، سروکاری دارد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۸ - دام زلف تو به هر حلقه، طنابی دارد
گوهر بعدی:غزل ۱۳۰ - باد هوای کویت، گرد از جهان برآرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.