خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از سلمان ساوجی، با تصاویر شاعرانه و استعارههای زیبا، به توصیف عشق و اشتیاق به معشوق میپردازد. شاعر از عناصر طبیعت مانند باد، آب، آتش و خاک برای بیان احساسات خود استفاده میکند و بر تأثیر عمیق معشوق بر جهان و جان خود تأکید دارد.
متن شامل مفاهیم عرفانی و شاعرانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک کامل استعارهها و تصاویر شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۳۰ - باد هوای کویت، گرد از جهان برآرد
باد هوای کویت، گرد از جهان برآرد
آب جمال رویت، ز آتش، فغان برآرد ۱
آبی بر آتشم زن، زان پیشتر، که ناگه
خاک مرا هوایت، باد از میان، برآرد ۲
بر هر زمین که افتد، از قامت تو سایه
تا دامن قیامت، آن خاک جان برآرد ۳
مثلث فلک نبیند، با صد هزار دیده
چند آنچه دیدهها را، گرد جهان برآرد ۴
سلمان سری و جانی، یک دم اشارتی کن
تا آن سبک ببازد، تا این روان برآرد ۵
آب جمال رویت، ز آتش، فغان برآرد ۱
آبی بر آتشم زن، زان پیشتر، که ناگه
خاک مرا هوایت، باد از میان، برآرد ۲
بر هر زمین که افتد، از قامت تو سایه
تا دامن قیامت، آن خاک جان برآرد ۳
مثلث فلک نبیند، با صد هزار دیده
چند آنچه دیدهها را، گرد جهان برآرد ۴
سلمان سری و جانی، یک دم اشارتی کن
تا آن سبک ببازد، تا این روان برآرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۹ - دل نصیب از گل رخسار تو، خاری دارد
گوهر بعدی:غزل ۱۳۱ - نه قاصدی که پیامی، به نزد یار برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.