خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از درد فراق و دوری از معشوق شکایت میکند و از باد، کبوتر و دیگران میخواهد که پیامش را به یار برسانند. او از ناتوانی خود در تحمل این دوری میگوید و تنها راه چاره را در عنایت و نظر لطف معشوق میداند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۳۲ - کیست که قصهٔ مرا پیش نگار من برد؟
کیست که قصهٔ مرا پیش نگار من برد؟
باد به گوش او مگر ناله زار من برد ۱
نامه نوشتهام بسی نیست کبوتری چرا؟
کو بر من بیاید و نامه به یار من برد ۲
بار دل و بلای جان، من به کدام تن کشم؟
لاشه ناتوان از آن نیست که بار من برد ۳
کار زدست شد کسی چاره من نمیبرد
هم نظر عنایتش چاره کار من برد ۴
باد به گوش او مگر ناله زار من برد ۱
نامه نوشتهام بسی نیست کبوتری چرا؟
کو بر من بیاید و نامه به یار من برد ۲
بار دل و بلای جان، من به کدام تن کشم؟
لاشه ناتوان از آن نیست که بار من برد ۳
کار زدست شد کسی چاره من نمیبرد
هم نظر عنایتش چاره کار من برد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۱ - نه قاصدی که پیامی، به نزد یار برد
گوهر بعدی:غزل ۱۳۳ - چشمت به خواب چشم مرا خواب میبرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.