هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از سلمان ساوجی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از زیبایی چشمها و موهای معشوق، تأثیر آن بر جانش، و رنجهای عشق میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند مستی و محراب دارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۳۳ - چشمت به خواب چشم مرا خواب میبرد
چشمت به خواب چشم مرا خواب میبرد
زلفت به تاب جان مرا تاب میبرد ۱
من غرقه خجالت اشکم که پیش خلق
چندان همی بود که مرا آب میبرد ۲
سودای ابروی تو مغان راز مصطبه
چون غمزه تو مست به محراب میبرد ۳
امشب به دوش مجلسیان را یکان یکان
بردند مست و ترک مرا خواب میبرد ۴
بنمای رخ که درشب تاریک طرهات
دل گم شدهست و راه به مهتاب میبرد ۵
دل زد در وصال تو دانم که ضایع است
رنجی که آن ضعیف درین باب میبرد ۶
سلمان کجا و قصه زلف تو از کجا؟
بیچاره روزگار با طناب میبرد ۷
زلفت به تاب جان مرا تاب میبرد ۱
من غرقه خجالت اشکم که پیش خلق
چندان همی بود که مرا آب میبرد ۲
سودای ابروی تو مغان راز مصطبه
چون غمزه تو مست به محراب میبرد ۳
امشب به دوش مجلسیان را یکان یکان
بردند مست و ترک مرا خواب میبرد ۴
بنمای رخ که درشب تاریک طرهات
دل گم شدهست و راه به مهتاب میبرد ۵
دل زد در وصال تو دانم که ضایع است
رنجی که آن ضعیف درین باب میبرد ۶
سلمان کجا و قصه زلف تو از کجا؟
بیچاره روزگار با طناب میبرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۲ - کیست که قصهٔ مرا پیش نگار من برد؟
گوهر بعدی:غزل ۱۳۴ - ز کویش نسیم صبا بوی برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.