هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از بوی معشوق، زلفهای پیچیدهاش، و تأثیر عمیق او بر دلش سخن میگوید. همچنین، از رازداری باد و زلف معشوق و گم شدن دل سلمان در این راه یاد میکند.
رده سنی:
15+
متن دارای مضامین عاشقانه و ادبیات کلاسیک است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
غزل ۱۳۴ - ز کویش نسیم صبا بوی برد
ز کویش نسیم صبا بوی برد
به بویش دلم پی بدان کوی برد ۱
دل از چنبر زلف او چون جهد؟
که باد سحر جان به یک سوی برد ۲
خیال کنارش بسی داشتند
ز هی پیرهن کز میان گوی برد! ۳
به پشتی رویش قوی گشت زلف
دل عالمی را از آن روی برد ۴
سهی سرو من تاز چشمم برفت
به یکبارگی آبم از جوی برد ۵
که راز پریشان ما فاش کرد؟
که چون زلف او باد هر سوی برد ۶
مگر زلف او گفت در گوش او
صبا در گذر بود از آن بوی برد ۷
دلی داشت سلمان، شد آن نیز گم
چرا گم شد آن لعل دلجوی برد؟ ۸
به بویش دلم پی بدان کوی برد ۱
دل از چنبر زلف او چون جهد؟
که باد سحر جان به یک سوی برد ۲
خیال کنارش بسی داشتند
ز هی پیرهن کز میان گوی برد! ۳
به پشتی رویش قوی گشت زلف
دل عالمی را از آن روی برد ۴
سهی سرو من تاز چشمم برفت
به یکبارگی آبم از جوی برد ۵
که راز پریشان ما فاش کرد؟
که چون زلف او باد هر سوی برد ۶
مگر زلف او گفت در گوش او
صبا در گذر بود از آن بوی برد ۷
دلی داشت سلمان، شد آن نیز گم
چرا گم شد آن لعل دلجوی برد؟ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۳ - چشمت به خواب چشم مرا خواب میبرد
گوهر بعدی:غزل ۱۳۵ - خاک آن بادم که از خاک درت بویی برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.