خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. او از خاک درگاه معشوق سخن میگوید و آرزو میکند که باد، بوی معشوق را به او برساند. شاعر از دلتنگی و عشق خود میگوید و از ترس افشای راز عشقش در هراس است. همچنین، او زیبایی معشوق را ستایش میکند و از تأثیر آن بر دلها سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه و عارفانه است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۳۵ - خاک آن بادم که از خاک درت بویی برد
خاک آن بادم که از خاک درت بویی برد
گرد آن خاکم که باد از کوی مه رویی برد ۱
از هوا داری بجان جویم نسیم صبح را
تا سلامی از من بیدل به دلجویی برد ۲
چون زهر سویی نشانی میدهندش، میدهم
خاک خود بر باد تا هر ذرهای سویی برد ۳
با سر زلف مرا سربسته رازی هست ازان
دم نمییارم زدن ترسم صبا بویی برد ۴
بر سرت چندان پریشان جمع میبینم که گر
بر فشانی عقد گیسو هر دلی مویی برد ۵
تاب مویت نیست رویت راز پیشش دور کن
حیف باشد نازنینی بار هندویی برد ۶
گرد آن خاکم که باد از کوی مه رویی برد ۱
از هوا داری بجان جویم نسیم صبح را
تا سلامی از من بیدل به دلجویی برد ۲
چون زهر سویی نشانی میدهندش، میدهم
خاک خود بر باد تا هر ذرهای سویی برد ۳
با سر زلف مرا سربسته رازی هست ازان
دم نمییارم زدن ترسم صبا بویی برد ۴
بر سرت چندان پریشان جمع میبینم که گر
بر فشانی عقد گیسو هر دلی مویی برد ۵
تاب مویت نیست رویت راز پیشش دور کن
حیف باشد نازنینی بار هندویی برد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۴ - ز کویش نسیم صبا بوی برد
گوهر بعدی:غزل ۱۳۶ - یارم به وفا وعده بسی داد و جفا کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.