خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق و فداکاری است که در آن شاعر خود را همچون پروانهای میداند که حاضر است در پای شمع معشوق بسوزد. همچنین، اشارهای به تضاد بین عشق و زهد دارد و از ناپایداری دنیا سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب سنین بالاتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیدهتر، فهم آن را برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر میکند.
غزل ۱۴۳ - جز نقش صورتت دل، نقشی نمیپذیرد
جز نقش صورتت دل، نقشی نمیپذیرد
تو جان نازنینی و ز جان نمیگزیرد ۱
ما غرق آب و زاهد، دم میزند ز آتش
گو: دم مزن که این دم با ماش در نگیرد ۲
پروانهوار خواهم، در پای شمع مردن
کو هر سحر به بویش، پیش صبا بمیرد ۳
تو جان نازنینی و ز جان نمیگزیرد ۱
ما غرق آب و زاهد، دم میزند ز آتش
گو: دم مزن که این دم با ماش در نگیرد ۲
پروانهوار خواهم، در پای شمع مردن
کو هر سحر به بویش، پیش صبا بمیرد ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۲ - باد سحر از کوی تو بویی به من آورد
گوهر بعدی:غزل ۱۴۴ - گرچه در عهد تو عاشق به جفا میمیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.