هوش مصنوعی:
این شعر از درد هجران و فراق یار سخن میگوید. شاعر از رنج دوری معشوق و اشکهای بیپایان خود مینالد، اما همچنان به امید دیدار دوباره اوست. او از عشق عمیق خود میگوید و اینکه حتی طبیعت (مانند صبا) نیز در این راه رنج میکشد. در نهایت، شاعر نکتهای عاشقانه را با اشاره به سلمان و دلبر بیان میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۶۶ - من چه دانستم که هجر یار چندین در کشد؟
من چه دانستم که هجر یار چندین در کشد؟
یا مرا یکبارگی وصلش قلم در سر کشد ۱
اشک را کش من به خون پروردم اندازم ز چشم
ناله کز دل برون کردم به رغمم بر کشد ۲
کمترنیش بندهام بر دل کشیده داغ هجر
گر چه او را دل به خون چون منی کمتر کشد ۳
بر امید آنکه باز آید ز در دامن کشان
مردم چشمم بدامن هر شبی گوهر کشد ۴
در کشیدن می به یاد لعل او کار من است
پختهای باید که خامی را به کار اندر کشد ۵
بی لبش می ساقیا در جانم آتش میشود
بی لب او چون به کام خود کسی ساغر کشد؟ ۶
گر چه دل را نیست از سرو قدش حاصل بری
آرزو دارد که بار دیگرش در بر کشد ۷
در ره او شد صبا بیمار و میخواهم که او
گر چه بیمار است، این ره زحمتی دیگر کشد ۸
نکتهای دارم چو در، پرورده دریای دل
از لب سلمان برد بر گوش آن دلبر کشد ۹
یا مرا یکبارگی وصلش قلم در سر کشد ۱
اشک را کش من به خون پروردم اندازم ز چشم
ناله کز دل برون کردم به رغمم بر کشد ۲
کمترنیش بندهام بر دل کشیده داغ هجر
گر چه او را دل به خون چون منی کمتر کشد ۳
بر امید آنکه باز آید ز در دامن کشان
مردم چشمم بدامن هر شبی گوهر کشد ۴
در کشیدن می به یاد لعل او کار من است
پختهای باید که خامی را به کار اندر کشد ۵
بی لبش می ساقیا در جانم آتش میشود
بی لب او چون به کام خود کسی ساغر کشد؟ ۶
گر چه دل را نیست از سرو قدش حاصل بری
آرزو دارد که بار دیگرش در بر کشد ۷
در ره او شد صبا بیمار و میخواهم که او
گر چه بیمار است، این ره زحمتی دیگر کشد ۸
نکتهای دارم چو در، پرورده دریای دل
از لب سلمان برد بر گوش آن دلبر کشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۵ - مرا هوای تو از سر بدر نخواهد شد
گوهر بعدی:غزل ۱۶۷ - یار به زنجیر زلف، باز مرا میکشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.