هوش مصنوعی:
این شعر به توصیف نی و نالههای آن میپردازد و از دردها و رنجهای آن سخن میگوید. نی به عنوان نمادی از عشق و رنجهای عاشقانه به تصویر کشیده شده است. شاعر از نی میپرسد که چرا اینقدر مینالد و به این نتیجه میرسد که دلیل نالههای آن، دردها و رازهای عشق است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و درد نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک عمیقتر دارند.
غزل ۱۷۴ - نمیدانم که نی چون من چرا بسیار مینالد؟
نمیدانم که نی چون من چرا بسیار مینالد؟
دمادم میزند یارش، ز دست یار مینالد ۱
نشسته بر ره با دست و بادش میزند هر دم
از آن رو زرد و بیمارست و چون بیمار مینالد ۲
دمیدندش دمی در تن از آنرو روح میبخشد
بریدندش زیار خود، از آنرو زار مینالد ۳
ز بیماری چنانش تن نحیف و زار میبینم
که بر هر جا که انگشتش نهی صد بار مینالد ۴
دمی بسیار دادندش، شکایت میکند زان دم
جگر سوراخ کردندش، از آن آزار مینالد ۵
مگر در گوش او رمزی، ز راز عشق میآید
دلش طاقت نمیآرد، ازین گفتار مینالد ۶
نفس با عود زن کز یار میسوزد نمیگرید
مزن بادی که از هر باد نی چون یار مینالد ۷
منال از یار خود سلمان که تشنیع است بر بلبل
اگر در راه عشق گل ز زخم خار مینالد ۸
دمی بر نی بزن نی زن، که دردی هست همراهش
اگر دردی ندارد نی چرا بسیار مینالد؟ ۹
دمادم میزند یارش، ز دست یار مینالد ۱
نشسته بر ره با دست و بادش میزند هر دم
از آن رو زرد و بیمارست و چون بیمار مینالد ۲
دمیدندش دمی در تن از آنرو روح میبخشد
بریدندش زیار خود، از آنرو زار مینالد ۳
ز بیماری چنانش تن نحیف و زار میبینم
که بر هر جا که انگشتش نهی صد بار مینالد ۴
دمی بسیار دادندش، شکایت میکند زان دم
جگر سوراخ کردندش، از آن آزار مینالد ۵
مگر در گوش او رمزی، ز راز عشق میآید
دلش طاقت نمیآرد، ازین گفتار مینالد ۶
نفس با عود زن کز یار میسوزد نمیگرید
مزن بادی که از هر باد نی چون یار مینالد ۷
منال از یار خود سلمان که تشنیع است بر بلبل
اگر در راه عشق گل ز زخم خار مینالد ۸
دمی بر نی بزن نی زن، که دردی هست همراهش
اگر دردی ندارد نی چرا بسیار مینالد؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۳ - ز صبا سنبل او دوش به هم بر میشد
گوهر بعدی:غزل ۱۷۵ - غوغای عشق دوشم، ناگاه بر سر آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.