هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر بیان میکند که با بیپروایی و عشق، دستی بر جهان میکشد و هرچه در دامن دارد، بر آن میپاشد. او از صدق و صفا مانند صبح دم میزند و جان خود را در راه دوست فدا میکند. شاعر همچنین اشاره میکند که برگی از عمر خود را با خوشحالی به دوستانش تقدیم میکند.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۸۴ - لاابالی وار، دستی بر جهان خواهم فشاند
لاابالی وار، دستی بر جهان خواهم فشاند
هرچه دامن گیردم دامن، بر آن خواهم فشاند ۱
دامن آخر زمان دارد غبار حادثه
آستین بر دامن آخر زمان خواهم فشاند ۲
از سر صدق و صفا، چون صبح خواهم زد نفس
وندران دم بر هوای دوست، جان خواهم فشاند ۳
پای عزلت بر سر کون و مکان خواهم نهاد
دست همت بر رخ جان و جهان خواهم فشاند ۴
همچو گل برگی که حاصل کردهام در عمر خویش
با رخ خندان و خوش، بر دوستان خواهم فشاند ۵
هرچه دامن گیردم دامن، بر آن خواهم فشاند ۱
دامن آخر زمان دارد غبار حادثه
آستین بر دامن آخر زمان خواهم فشاند ۲
از سر صدق و صفا، چون صبح خواهم زد نفس
وندران دم بر هوای دوست، جان خواهم فشاند ۳
پای عزلت بر سر کون و مکان خواهم نهاد
دست همت بر رخ جان و جهان خواهم فشاند ۴
همچو گل برگی که حاصل کردهام در عمر خویش
با رخ خندان و خوش، بر دوستان خواهم فشاند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۳ - زلف و رخسار تو را شام و سحر چون خواند؟
گوهر بعدی:غزل ۱۸۵ - در خرابات مرا دوش به دوش آوردند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.