هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و مستی، رنجهای عشق، و دیوانگیهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از عشق به معشوق، رسواییهای ناشی از این عشق، و زیباییهای معشوق صحبت میکند و از مفاهیمی مانند مستی، درد، و دیوانگی در قالب تصاویر شاعرانه استفاده میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مستی و رسوایی نیاز به درک بالاتری از احساسات و تجربیات زندگی دارند.
غزل ۱۸۷ - هر شب از کویت مرا سر مست و شیدا میکشند
هر شب از کویت مرا سر مست و شیدا میکشند
چون سر زلفت بدوشم بیسرو پا میکشند ۱
بارها کردم من از رندی و قلاشی کنار
بازم اینک که در میان شهر، رسوا میکشند ۲
گفته بودم: در کشم دامن ز خوبان، لیک بس
ناتوانان را به بازوی توانا میکشند ۳
ما ز رسوایی نیندیشیم، زیرا مدتی است
تا خط دیوانگی بر دفتر ما میکشند ۴
میکشم هر شب به جام چشمها، دریای خون
شادی آنانکه بر یاد تو دریا میکشند ۵
خرم آن مستان که بیآمد شد ساغر مدام
از کف ساقی دردت، درد صهبا میکشند ۶
دل خیال زلف و خالت کرد، گفتم: زینهار!
در گذر زینها که اینها سر به سودا میکشند ۷
بر حواشی گل رخسار نقاشان حسن
میکشند از غالیه خطی و زیبا میکشند ۸
جان فدای آن دو مشکین سنبلت کز روی ناز
چون بنفشه دامن گلبوی در پا میکشند ۹
بر دل سلمان، کمانداران ابرویت کمان
سخت شیرین میکشند، بگذارشان تا میکشند ۱۰
چون سر زلفت بدوشم بیسرو پا میکشند ۱
بارها کردم من از رندی و قلاشی کنار
بازم اینک که در میان شهر، رسوا میکشند ۲
گفته بودم: در کشم دامن ز خوبان، لیک بس
ناتوانان را به بازوی توانا میکشند ۳
ما ز رسوایی نیندیشیم، زیرا مدتی است
تا خط دیوانگی بر دفتر ما میکشند ۴
میکشم هر شب به جام چشمها، دریای خون
شادی آنانکه بر یاد تو دریا میکشند ۵
خرم آن مستان که بیآمد شد ساغر مدام
از کف ساقی دردت، درد صهبا میکشند ۶
دل خیال زلف و خالت کرد، گفتم: زینهار!
در گذر زینها که اینها سر به سودا میکشند ۷
بر حواشی گل رخسار نقاشان حسن
میکشند از غالیه خطی و زیبا میکشند ۸
جان فدای آن دو مشکین سنبلت کز روی ناز
چون بنفشه دامن گلبوی در پا میکشند ۹
بر دل سلمان، کمانداران ابرویت کمان
سخت شیرین میکشند، بگذارشان تا میکشند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۶ - چشم مخمور تو مستان را به هم بر میزند
گوهر بعدی:غزل ۱۸۸ - هر شبی سودای چشمش بر سرم غوغا کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.