هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و سودا به معشوق سخن میگوید. شاعر از جذابیتهای چشمان معشوق، سودای عشق، بیقراری و بیتابی در راه عشق، و رازداری در بیان احساسات میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند شیدایی و والهگی در عشق دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۸۸ - هر شبی سودای چشمش بر سرم غوغا کند
هر شبی سودای چشمش بر سرم غوغا کند
غمزهاش صد فتنه در هر گوشهای پیدا کند ۱
از می سودای چشمت خوش برآید جان من
سر خوش است امشب خمار مستیش فردا کند ۲
پایه من بر سر بازار سودایش شدست
چون بدین مایه کسی با چون تویی سودا کند ۳
رخت عقلم میبرد چشمت چه میآید ز عقل
میدهد تشویش من بگذار تا یغما کند ۴
در چمن گر ناز سروت را ببیند سروناز
از خجالت سر عجب باشد که بر بالا کند ۵
در ره عشق تو من سر مینهم بر جای پای
عشق اگر کاری کند فیالجمله پا بر جا کند ۶
گر کند میل وفایی باشدش با دیگران
ور جفایش در دل آید آن جفا بر ما کند ۷
رفت هر جا اشک ما چندانکه ما را برد آب
چند خود را در میان مردمان رسوا کند ۸
همدمم باد است و راز دل نمیگویم به باد
باد غماز است و میترسم حکایت وا کند ۹
ابرویت پیوسته میگردد به هرجا تا کجا
همچو سلمان عارفی را واله و شیدا کند ۱۰
غمزهاش صد فتنه در هر گوشهای پیدا کند ۱
از می سودای چشمت خوش برآید جان من
سر خوش است امشب خمار مستیش فردا کند ۲
پایه من بر سر بازار سودایش شدست
چون بدین مایه کسی با چون تویی سودا کند ۳
رخت عقلم میبرد چشمت چه میآید ز عقل
میدهد تشویش من بگذار تا یغما کند ۴
در چمن گر ناز سروت را ببیند سروناز
از خجالت سر عجب باشد که بر بالا کند ۵
در ره عشق تو من سر مینهم بر جای پای
عشق اگر کاری کند فیالجمله پا بر جا کند ۶
گر کند میل وفایی باشدش با دیگران
ور جفایش در دل آید آن جفا بر ما کند ۷
رفت هر جا اشک ما چندانکه ما را برد آب
چند خود را در میان مردمان رسوا کند ۸
همدمم باد است و راز دل نمیگویم به باد
باد غماز است و میترسم حکایت وا کند ۹
ابرویت پیوسته میگردد به هرجا تا کجا
همچو سلمان عارفی را واله و شیدا کند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۷ - هر شب از کویت مرا سر مست و شیدا میکشند
گوهر بعدی:غزل ۱۸۹ - حاشا که تا سلمان بود، ترک می و ساغر کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.