هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، به توصیف تأثیرات عمیق معشوق بر شاعر میپردازد. بوی زلف معشوق جان را معطر میکند و یاد روی او دل را روشن میسازد. شاعر از دیوانگی عاشقان در زنجیر زلف معشوق سخن میگوید و اشاره میکند که هر کسی تصویر متفاوتی از ماهیت روی معشوق در ذهن دارد. همچنین، شاعر از سوزش درونی خود میگوید که مانند عود میسوزد و بوی جانش مجلس را معطر میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیازمند سطحی از بلوغ فکری و تجربه است.
غزل ۱۹۲ - بوی زلف او دماغ جان معطر میکند
بوی زلف او دماغ جان معطر میکند
یاد روی او چراغ دل منور میکند ۱
یک جهان دیوانه در زنجیر دارد زلف او
که به سر خود هریکی سودای دیگر میکند ۲
صورت ماهیت رویش نبیند هر کسی
هر کسی با خویشتن نقشی مصور میکند ۳
سینهام بر آتش است و دم نمییارم زدن
ز آنکه گر لب میگشایم شعله سر بر میکند ۴
جان همی سوزد مرا چون عود و از انفاس من
بوی جان میآید و مجلس معطر میکند ۵
یاد روی او چراغ دل منور میکند ۱
یک جهان دیوانه در زنجیر دارد زلف او
که به سر خود هریکی سودای دیگر میکند ۲
صورت ماهیت رویش نبیند هر کسی
هر کسی با خویشتن نقشی مصور میکند ۳
سینهام بر آتش است و دم نمییارم زدن
ز آنکه گر لب میگشایم شعله سر بر میکند ۴
جان همی سوزد مرا چون عود و از انفاس من
بوی جان میآید و مجلس معطر میکند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۱ - هر زمان عشقش سر از جایی دگر بر میکند
گوهر بعدی:غزل ۱۹۳ - سنبلت را صبا بر گل مشوش میکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.