هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از سلمان حزین، به توصیف زیبایی معشوق و تأثیر عمیق عشق بر شاعر میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند چشم مست، لعل جانبخش، و زلف چوگان، احساسات خود را بیان میکند و از رنج و شور عشق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
غزل ۱۹۴ - چشم مستت گرچه با ما ترک تازی میکند
چشم مستت گرچه با ما ترک تازی میکند
لعل جانبخش تو هر دم دلنوازی میکند ۱
تا دلم آورد بر محراب ابرویت نماز
جامه جان را به خون، هر دم نمازی میکند ۲
باز نخدان چو کویت ای بت سیمین ذقن!
زلف چون چوگان تو هر لحظه بازی میکند ۳
میزند خورشید تابان، بر سر شمشاد تیغ
تا چرا در دور قدت سرفرازی میکند؟ ۴
چون نپالایم ز راه دیده، خون دل مدام
کاتش عشق تو در دل جان گدازی میکند ۵
سازگاری کن دمی با من که در عشق تو جان
از تنم بر عزم رفتن کار سازی میکند ۶
همچو زلفت شد پریشان حال سلمان حزین
زانکه با روی تو دائم عشق بازی میکند ۷
لعل جانبخش تو هر دم دلنوازی میکند ۱
تا دلم آورد بر محراب ابرویت نماز
جامه جان را به خون، هر دم نمازی میکند ۲
باز نخدان چو کویت ای بت سیمین ذقن!
زلف چون چوگان تو هر لحظه بازی میکند ۳
میزند خورشید تابان، بر سر شمشاد تیغ
تا چرا در دور قدت سرفرازی میکند؟ ۴
چون نپالایم ز راه دیده، خون دل مدام
کاتش عشق تو در دل جان گدازی میکند ۵
سازگاری کن دمی با من که در عشق تو جان
از تنم بر عزم رفتن کار سازی میکند ۶
همچو زلفت شد پریشان حال سلمان حزین
زانکه با روی تو دائم عشق بازی میکند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۳ - سنبلت را صبا بر گل مشوش میکند
گوهر بعدی:غزل ۱۹۵ - با سر زلفش دلم، پیوند جانی میکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.