خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از سلمان ساوجی، به بیان احساسات شاعرانه درباره عشق، زیبایی معشوق، و تأثیرات آن بر جان و روح میپردازد. شاعر از پیوند دل با سر زلف معشوق، خیالپردازیهای عاشقانه، و فداکاری جان در راه عشق سخن میگوید. همچنین، مفاهیمی مانند زندگیبخشی زیبایی، شادی در غم، و نشاط ناشی از عشق را بررسی میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که برای درک عمیقتر، به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری جان یا غم عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد.
غزل ۱۹۵ - با سر زلفش دلم، پیوند جانی میکند
با سر زلفش دلم، پیوند جانی میکند
با خیالش خاطرم، عیشی نهانی میکند ۱
در هر آن مجلس که دارد چشم مستش قصد جان
جان اگر خوش بر نمیآید، گرانی میکند ۲
زندهای کو مردهای را دید زیبا صورتی است
راستی در صورت خوش زندگانی میکند ۳
جان فدای بوی آن آهوی چین کز سنبلش
بوستان هر نوبهاری بوستانی میکند ۴
گر شکایت میکند جان من از چشمت، مرنج
خستهای نالش ز عین ناتوانی میکند ۵
میخورم جام غمی هر دم به شادی رخت
خرم آن کس کو بدین غم شادمانی میکند ۶
جان سلمان از نشاط عارض جانان مدام
تازه عیشی از شراب ارغوانی میکند ۷
با خیالش خاطرم، عیشی نهانی میکند ۱
در هر آن مجلس که دارد چشم مستش قصد جان
جان اگر خوش بر نمیآید، گرانی میکند ۲
زندهای کو مردهای را دید زیبا صورتی است
راستی در صورت خوش زندگانی میکند ۳
جان فدای بوی آن آهوی چین کز سنبلش
بوستان هر نوبهاری بوستانی میکند ۴
گر شکایت میکند جان من از چشمت، مرنج
خستهای نالش ز عین ناتوانی میکند ۵
میخورم جام غمی هر دم به شادی رخت
خرم آن کس کو بدین غم شادمانی میکند ۶
جان سلمان از نشاط عارض جانان مدام
تازه عیشی از شراب ارغوانی میکند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۴ - چشم مستت گرچه با ما ترک تازی میکند
گوهر بعدی:غزل ۱۹۶ - آنها که مقیمان خرابات مغانند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.