هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که دربارهٔ راه رسیدن به حقیقت و وحدت با خدا سخن میگوید. شاعر بیان میکند که تنها اهل دل و کسانی که از تعلقات دنیوی رها شدهاند، میتوانند به خرابات مغان (نماد عالم معنا و عرفان) راه یابند. همچنین، تأکید میشود که برای رسیدن به این مقام، باید از اندیشههای اغیار (غیرخودیها) دوری کرد و به ندای مستان (عارفان) گوش سپرد.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۹۹ - اهل دل را به خرابات مغان ره ندهند
اهل دل را به خرابات مغان ره ندهند
رخت تن را به سراپرده جان ره ندهند ۱
سخن پیر مغان است که در دیر کسی
که سبک در نکشد رطل گران ره ندهند ۲
خارج از هر دو جهان است خرابات آنجا
تا مجرد نشوی از دو جهان ره ندهند ۳
ادب آن است که هر دل که بود منزل یار
هیچ اندیشه اغیار بدان ره ندهند ۴
راه وحدت شنو از ناله مستان که چونی
قصه گویند و سخن را به زبان ره ندهند ۵
راه سلمان به خرابات ندادند چه شد؟
همه کس را به خرابات مغان ره ندهند ۶
رخت تن را به سراپرده جان ره ندهند ۱
سخن پیر مغان است که در دیر کسی
که سبک در نکشد رطل گران ره ندهند ۲
خارج از هر دو جهان است خرابات آنجا
تا مجرد نشوی از دو جهان ره ندهند ۳
ادب آن است که هر دل که بود منزل یار
هیچ اندیشه اغیار بدان ره ندهند ۴
راه وحدت شنو از ناله مستان که چونی
قصه گویند و سخن را به زبان ره ندهند ۵
راه سلمان به خرابات ندادند چه شد؟
همه کس را به خرابات مغان ره ندهند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۸ - خام خم را ز لبت، رنگ اگر وام کنند
گوهر بعدی:غزل ۲۰۰ - خیال زلف تو چشمم به خواب میبیند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.