هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید. شاعر از جانفشانی در راه عشق، غمهای ناشی از دوری، و زیباییهای معشوق میسراید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند کفر و اسلام در قالب استعارههای عاشقانه دارد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم مانند «کفر» و «خون مسلمانی» ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
غزل ۲۰۹ - جان شیرین گر قبول چون تو جانانی بود
جان شیرین گر قبول چون تو جانانی بود
کی به جانی باز ماند، هر که را جانی بود؟ ۱
آب چشم و جان شیرین را کجا دارد دریغ
هر که او را چون خیال دوست مهمانی بود؟ ۲
از خیال غمزه غماز کافر کیش او
هر زمانی بر دل من تیربارانی بود ۳
نامسلمان چشم ترکت را نمیدانم چه بود؟
زانکه دایم در پی خون مسلمانی بود ۴
با خیال روی و مویش عشق بازد روز و شب
هر کجا با بنده ماهی در شبستانی بود ۵
با ملاقات یار شو، گو از سلامت دور باش
هرکه او در عاشقی، خواهد که سلمانی بود ۶
کی به جانی باز ماند، هر که را جانی بود؟ ۱
آب چشم و جان شیرین را کجا دارد دریغ
هر که او را چون خیال دوست مهمانی بود؟ ۲
از خیال غمزه غماز کافر کیش او
هر زمانی بر دل من تیربارانی بود ۳
نامسلمان چشم ترکت را نمیدانم چه بود؟
زانکه دایم در پی خون مسلمانی بود ۴
با خیال روی و مویش عشق بازد روز و شب
هر کجا با بنده ماهی در شبستانی بود ۵
با ملاقات یار شو، گو از سلامت دور باش
هرکه او در عاشقی، خواهد که سلمانی بود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۸ - همچنان مهر توام مونس جان است که بود
گوهر بعدی:غزل ۲۱۰ - سر سودای تو هرگز ز سر ما نرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.