خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و محبت به معشوق و تأثیرات عمیق آن بر روح و روان خود سخن میگوید. او از خیال معشوق، جدایی از دنیا برای رسیدن به یار، و ناتوانی از فراموشی عشق سخن میگوید.
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جدایی از دنیا و درد عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۱۱ - از چشم من خیال قدش کی برون رود؟
از چشم من خیال قدش کی برون رود؟
سروی است ناز از لب جو سرو چون رود؟ ۱
بنشست در درونم و غیر از خیال یار
رخصت نمیدهد که کسی در درون رود ۲
دانی که در دل تو کی آید جمال یار؟
وقتی که هردو عالمت از دل برون رود ۳
از کوی دوست باز نپیچم عنان اگر
بینم به چشم خویش که سیلاب خون رود ۴
گر نی کمند زلف درازت شود سبب
چون آه من بدین فلک نیلگون رود ۵
واعظ برو فسانه مخوان و فسون مدم!
کی درد عاشقی به فسان فسون رود ۶
یک ذره از محبت سلمان اگر نهند
بر کوه، او چو ذره قرار و سکون رود ۷
سروی است ناز از لب جو سرو چون رود؟ ۱
بنشست در درونم و غیر از خیال یار
رخصت نمیدهد که کسی در درون رود ۲
دانی که در دل تو کی آید جمال یار؟
وقتی که هردو عالمت از دل برون رود ۳
از کوی دوست باز نپیچم عنان اگر
بینم به چشم خویش که سیلاب خون رود ۴
گر نی کمند زلف درازت شود سبب
چون آه من بدین فلک نیلگون رود ۵
واعظ برو فسانه مخوان و فسون مدم!
کی درد عاشقی به فسان فسون رود ۶
یک ذره از محبت سلمان اگر نهند
بر کوه، او چو ذره قرار و سکون رود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۰ - سر سودای تو هرگز ز سر ما نرود
گوهر بعدی:غزل ۲۱۲ - باد صبا به باغ به بوی تو میرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.