هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، به توصیف عشق و دلدادگی شاعر به معشوق می‌پردازد. باد صبا، گلستان، بازار عاشقی، و چشم مست، همه نمادهایی از عشق و زیبایی معشوق هستند. شاعر از ناتوانی دل خود در برابر جذبه‌های معشوق سخن می‌گوید و عشق را به عنوان نیرویی توصیف می‌کند که بر همه چیز غالب است.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اصطلاحات به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.

غزل ۲۱۲ - باد صبا به باغ به بوی تو می‌رود

باد صبا به باغ به بوی تو می‌رود
در گلستان حکایت روی تو می‌رود ۱

چونت خرم به جان که به بازار عاشقی
هر دو جهان به یک سر موی تو می‌رود ۲

با باد بوی توست دل ناتوان من
گر می‌رود به باد، به بوی تو می‌رود ۳

زان آمدم که بر سر کوی تو سر نهم
مقبل کسی که در سر کوی تو می‌رود ۴

بامی از آن خوش است سر عارفان که می
در کاسه‌های سر ز سبوی تو می‌رود ۵

جوری که رفت و می‌رود امروز در جهان
از چشم مست عربده جوی تو می‌رود ۶

مشکین دلم از آنکه مرادم به دم سخن
در طره‌های غالیه بوی تو می‌رود ۷

از جوی دیده خون جگر بیش از این مریز
سلمان که آب بحر ز جوی تو می‌رود ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۱ - از چشم من خیال قدش کی برون رود؟
گوهر بعدی:غزل ۲۱۳ - آن سرو بین که باز چه رعنا همی رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.