هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و علاقهی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او از احساسات خود، آرزوهایش برای نزدیکی به معشوق، و زیباییهای اخلاقی و ظاهری معشوق تمجید میکند. همچنین، شاعر به نقش بخت و تقدیر در عشق اشاره دارد و امیدوار است که احساساتش به نتیجه برسد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و استفاده از استعارههای شعری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک کامل احساسات و مفاهیم موجود در شعر نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۲۱۵ - آن که باشد که تو را بیند و عاشق نشود؟
آن که باشد که تو را بیند و عاشق نشود؟
یا به عشق تو مجرد ز علایق نشود؟ ۱
با تو داردم زازل سابقه عشق ولی
کار بخت است و عنایت به سوابق نشود ۲
در سرم هست که خاک کف پای تو شوم
من برینم، مگر بخت موافق نشود ۳
شعله آتش دل، سر به فلک باز نهاد
دارم امید که دودش به تو لاحق نشود ۴
میکند دست درازی سر زلفت مگذار
تا به رغم دل من با تو معانق نشود ۵
هر که این صورت و اخلاق و معانی دارد
که تو داری، ز چه محبوب خلایق نشود؟ ۶
شب به یاد تو کنم زنده گواهم صبح است
روشن این قول به بیشاهد صادق نشود ۷
با دهان و لب تو جان مرا رازی هست
همه کس واقف اسرار دقایق نشود ۸
کار کن کار که کار تو میسر سلمان
به عبارات خوش و نکته رایق نشود ۹
یا به عشق تو مجرد ز علایق نشود؟ ۱
با تو داردم زازل سابقه عشق ولی
کار بخت است و عنایت به سوابق نشود ۲
در سرم هست که خاک کف پای تو شوم
من برینم، مگر بخت موافق نشود ۳
شعله آتش دل، سر به فلک باز نهاد
دارم امید که دودش به تو لاحق نشود ۴
میکند دست درازی سر زلفت مگذار
تا به رغم دل من با تو معانق نشود ۵
هر که این صورت و اخلاق و معانی دارد
که تو داری، ز چه محبوب خلایق نشود؟ ۶
شب به یاد تو کنم زنده گواهم صبح است
روشن این قول به بیشاهد صادق نشود ۷
با دهان و لب تو جان مرا رازی هست
همه کس واقف اسرار دقایق نشود ۸
کار کن کار که کار تو میسر سلمان
به عبارات خوش و نکته رایق نشود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۴ - گرز خورشید جمالت ذرهای پیدا شود
گوهر بعدی:غزل ۲۱۶ - دل ز وصل او نشان بینشانی میدهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.