خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانه ناشی از فراق و دوری از معشوق است. شاعر از غم نادیدنت، امیدهای بربادرفته، و رازداری در عشق سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر عاشق دارد. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که هیچ دشمنی نمی‌تواند او را از معشوق جدا کند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'توبه ناموس شکست' و 'پرده سالوس درید' نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارند.

مشاهده کامل

غزل ۲۲۲ - چه نویسم که دل از درد فراقت چه کشید؟

چه نویسم که دل از درد فراقت چه کشید؟
یا ز نادیدنت این دیده غم دیده چه دید؟ ۱

به امیدی که رسد در تو دل خام طمع
سالها دیگ هوس پخت و به آخر نرسید ۲

قصه این دل دیوانه درازست و مپرس:
که در آن سلسله زلف پریشان چه کشید؟ ۳

قصه راز تو مردیم و نگفتیم به کس
بشنو این قصه که هرگز به جهان کس نشنید ۴

عاشق صورت توست آینه و این صورت
هست در چهره آیینه چو خورشید پدید ۵

سر زلف تو مرا توبه ناموس شکست
چشم مست تو مرا پرده سالوس درید ۶

جرعه در دور تو رسمی است که نتوان انداخت
خرقه در عهد تو عیبی است که نتوان پوشید ۷

دشمنان گر همه کردند زبان چون شمشیر
نیست ممکن که مرا از تو توانند برید ۸

خواست تا شرح فراق تو نویسد سلمان
حال دل در قلم آمد ز قلم خون بچکید ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۱ - ما رقمی می‌کشیم، تا به چه خواهد کشید
گوهر بعدی:غزل ۲۲۳ - پیر من از میکده بویی شنید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.