هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد دل‌های عاشقانه، توصیف معشوق، و حالات روحی خود سخن می‌گوید. او از ناتوانی در بیان احساسات، عشق به معشوق، و تأثیر خیال او بر زندگی خود می‌نویسد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی آن نیاز به درک بالاتری از ادبیات فارسی دارد.

غزل ۲۲۹ - صفت خرابی دل، به حدیث کی درآید؟

صفت خرابی دل، به حدیث کی درآید؟
سخن درون عاشق، به زبان کجا برآید؟ ۱

چو قلم بدست گیرم که حکایتت نویسم
سخنم رسد به پایان و قلم به سر درآید ۲

سر من فدای زلفت، که ز خاک کشتگانش
همه گرد مشک خیزد، همه بوی عنبر آید ۳

به تصور خیالت، نرود به خواب چشمم
که به چشم من خیال تو ز خواب خوشتر آید ۴

به قلندری ملامت، چه کنی من گدارا؟
که سکندر ار بکوی تو رسد قلندر آید ۵

اگرم به لب رسد جان، به خدا که نیست ممکن
که به جز خیال رویت، دگریم بر سر آید ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۸ - چون خاک شوم وز گل من خار برآید
گوهر بعدی:غزل ۲۳۰ - وصلت به جان خریدن، سهل است، اگر برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.