هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و درد فراق یار می‌گوید و از دوستان می‌خواهد که او را از حال یار باخبر کنند. او از تأثیر عشق و زیبایی معشوق بر خود سخن می‌گوید و دیگران را به اقرار به این زیبایی دعوت می‌کند. همچنین، شاعر از ناامیدی در راه عشق و روی آوردن به میخانه سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به میخانه و مفاهیم مرتبط با آن، مناسب برای سنین بالاتر است.

غزل ۲۳۵ - کار شد تنگ برین دل، خبر یار کنید

کار شد تنگ برین دل، خبر یار کنید
دوستان! بهر خدا، چاره این کار کنید ۱

سیل عشق آمد و این بخت گران خواب مرا
گر خبر نیست ازین واقعه، بیدار کنید ۲

اثری کرد هوا در من و بیمار شدم
به دو چشمش که علاج من بیمار کنید ۳

هیچمان از طرف کعبه چو کاری نگشود
بعد از این روی به میخانه خمار کنید ۴

کافران تا به چنین حسن بتی را بینند
به چه رو روی به سوی بت فرخار کنید؟ ۵

در رخش آنچه من ای مدعیان می‌بینم
گر ببینید شما، همچو نی اقرار کنید ۶

در جمال و رخ او ای مه و مهر ارنگرید
هر دو چون سایه سجودی پس دیوار کنید ۷

می به چشم خوشش آورده‌ام اقرار مباد
که به سلمان نظر از دیده انکار کنید! ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۴ - چو رویت هرگزم نقشی به خاطر در نمی‌آید
گوهر بعدی:غزل ۲۳۶ - ای عمر باز رفته، نمی‌آیی از سفر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.