هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و سودای ناگهانی سخن میگوید که او را از راه خود منحرف کرده است. او از آتش درونی و احساس سوزان خود میگوید که مانند شمع در حال ذوب شدن است. شاعر از تلاش بیثمر برای ترک این عشق و بازگشت مداوم آن در هر صبح سخن میگوید. او از زندگی در فراق و ناامیدی از ادامه زندگی بدون معشوق مینالد. در نهایت، شاعر از ساقی میخواهد که بر خاک او شراب بریزد تا آتش درونش را تسکین دهد، و اشاره میکند که وجود او از ابتدا با شراب آمیخته شده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه، احساسات پیچیده و اشارات به شراب و تصوف است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و فراق نیاز به بلوغ عاطفی برای درک دارند.
غزل ۲۴۲ - میبرد سودای چشم مستش از راهم دگر
میبرد سودای چشم مستش از راهم دگر
از کجا پیدا شد این سودای ناگاهم دگر؟ ۱
دیده میبندم ولی از عکس خورشید بلند
در درون میافتد از دیوار کوتاهم دگر ۲
هست در من آتشی سوزان، نمیدانم که چیست؟
این قدر دانم که همچون شمع میکاهم دگر ۳
هر شبی گویم که فردا ترک این سودا کنم
تازه میگردد هوای هر سحرگاهم دگر ۴
زندگانی در فراقت گر چنین خواهد گذشت
بعد از نیم زندگانی بس نمیخواهم دگر ۵
همچو خاکم بر سر راه صبوری معتکف
باد بر بوی تو خواهد بردن از راهم دگر ۶
یار گندمگون خرمن سوز سنبل موی من
جو به جو بر باد خواهد داد چون کاهم دگر ۷
ساقیا از آب رز یک جرعه بر خاکم فشان
هان که درخواهد گرفتن آتشین آهم دگر ۸
در ازل خاک وجود من به می گل کردهاند
منع میخوردن مکن سلمان به اکراهم دگر! ۹
از کجا پیدا شد این سودای ناگاهم دگر؟ ۱
دیده میبندم ولی از عکس خورشید بلند
در درون میافتد از دیوار کوتاهم دگر ۲
هست در من آتشی سوزان، نمیدانم که چیست؟
این قدر دانم که همچون شمع میکاهم دگر ۳
هر شبی گویم که فردا ترک این سودا کنم
تازه میگردد هوای هر سحرگاهم دگر ۴
زندگانی در فراقت گر چنین خواهد گذشت
بعد از نیم زندگانی بس نمیخواهم دگر ۵
همچو خاکم بر سر راه صبوری معتکف
باد بر بوی تو خواهد بردن از راهم دگر ۶
یار گندمگون خرمن سوز سنبل موی من
جو به جو بر باد خواهد داد چون کاهم دگر ۷
ساقیا از آب رز یک جرعه بر خاکم فشان
هان که درخواهد گرفتن آتشین آهم دگر ۸
در ازل خاک وجود من به می گل کردهاند
منع میخوردن مکن سلمان به اکراهم دگر! ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۱ - چوگان زلفش از دل من برد گو ببر
گوهر بعدی:غزل ۲۴۳ - یا رب این ماییم از آن جان جهان افتاده دور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.