هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد فراق و اشتیاق دیدار معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند نسیم صبح، خورشید، و شبستان، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از جدایی مینالد و آرزوی وصال دارد، اما در عین حال به عشق پایبند است و آن را فراتر از دنیا میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۴۸ - هست پیغامی مرا کو قاصدی مشکین نفس
هست پیغامی مرا کو قاصدی مشکین نفس
سست میجنبد صبا ای صبح کار توست و بس ۱
پیش خورشید مرا کاریست وانگه غیر صبح
کیست کو در پیش خورشیدی تواند زد نفس؟ ۲
ای نسیم صبح بگذر بر شبستانی که گشت
آفتاب از نور شمع آن شبستان مقتبس ۳
با مه من گو فلان گفت: از غمت بر آسمان
میرسد فریاد من ای مه به فریادم برس! ۴
من چو چشم ناتوانت خفتهام بیمار و نیست
جز خیال ابروانت بر سر من هیچکس ۵
بارها از شوق رویت جان من میرفت باز
از قفا سودای مویت میکشیدش باز پس ۶
در دو عالم یک هوس داریم و آن دیدار توست
میرود جان و نخواهد رفتن از جان این هوس ۷
میفرستم هدهدی هر دم به پیشت وز حسد
میزند طوطی جانم خویشتن را بر قفس ۸
باز دست آموزم و سررشتهام در دست توست
خواه چون بازم بخوان خواهی برانم چو مگس ۹
نیست سلمان کم ز خاری و خسی دامن مکش
ای گل خندان و ای آب حیات از خار و خس ۱۰
سست میجنبد صبا ای صبح کار توست و بس ۱
پیش خورشید مرا کاریست وانگه غیر صبح
کیست کو در پیش خورشیدی تواند زد نفس؟ ۲
ای نسیم صبح بگذر بر شبستانی که گشت
آفتاب از نور شمع آن شبستان مقتبس ۳
با مه من گو فلان گفت: از غمت بر آسمان
میرسد فریاد من ای مه به فریادم برس! ۴
من چو چشم ناتوانت خفتهام بیمار و نیست
جز خیال ابروانت بر سر من هیچکس ۵
بارها از شوق رویت جان من میرفت باز
از قفا سودای مویت میکشیدش باز پس ۶
در دو عالم یک هوس داریم و آن دیدار توست
میرود جان و نخواهد رفتن از جان این هوس ۷
میفرستم هدهدی هر دم به پیشت وز حسد
میزند طوطی جانم خویشتن را بر قفس ۸
باز دست آموزم و سررشتهام در دست توست
خواه چون بازم بخوان خواهی برانم چو مگس ۹
نیست سلمان کم ز خاری و خسی دامن مکش
ای گل خندان و ای آب حیات از خار و خس ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۷ - کارها دارد دل من با لب جانان هنوز
گوهر بعدی:غزل ۲۴۹ - در زلف خویش پیچ و ازو حال ما بپرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.