هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از معشوق خود با توصیفات زیبا و استعارههای پراحساس یاد میکند. او از دوری از معشوق، جذابیتهای او و تأثیرات عشق بر خود و طبیعت سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای ادبی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، درک عمیقتر این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۲۵۱ - ما از در او دور و چنین بر در و بامش
ما از در او دور و چنین بر در و بامش
باد سحری میگذرد، باد حرامش! ۱
تا بر گل روی از کلهاش دام نهادی
مرغان ز هوا روی نهادند به دامش ۲
ای مرغ ز دام سر زلفش خبرت نیست
گستاخ از آن میگذری، بر سر مباش ۳
روی تو بهشت است که شهدست لبانش
لعل تو عقیق است که مشک است ختامش ۴
آن روی چه رویی است که با آن همه شوکت
شد شاه ریاحین به همه روی غلامش ۵
وقت است که سلطان سراپرده انجم
در مملکت حسن زند سکه بنامش ۶
وصف مه روی تو و مهر دل سلمان
از بس که بگفتیم، نگفتیم تمامش ۷
باد سحری میگذرد، باد حرامش! ۱
تا بر گل روی از کلهاش دام نهادی
مرغان ز هوا روی نهادند به دامش ۲
ای مرغ ز دام سر زلفش خبرت نیست
گستاخ از آن میگذری، بر سر مباش ۳
روی تو بهشت است که شهدست لبانش
لعل تو عقیق است که مشک است ختامش ۴
آن روی چه رویی است که با آن همه شوکت
شد شاه ریاحین به همه روی غلامش ۵
وقت است که سلطان سراپرده انجم
در مملکت حسن زند سکه بنامش ۶
وصف مه روی تو و مهر دل سلمان
از بس که بگفتیم، نگفتیم تمامش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۰ - ای صبا برخیز و کوی دلستان ما بپرس
گوهر بعدی:غزل ۲۵۲ - در خرابات مغان مست و بهم بر زده دوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.