هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر عشق و ارادت شاعر به معشوق است. او از درد هجران و فراق مینالد و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. شاعر همچنین از ناامیدی و بیکسی خود سخن میگوید و در نهایت، عشق را بالاتر از هر چیزی میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۵۹ - ماییم به پای تو در افکنده سر خویش
ماییم به پای تو در افکنده سر خویش
وز غایت تقصیر سرانداخته در پیش ۱
انداخت مرا چشم کماندار تو چون تیر
زان پس که برآورد به دست خودم از کیش ۲
ای بسته به قصد من درویش میان را
زنهار میازار به مویی دل درویش ۳
من شور تو دارم که لبان نمکینت
دارند بسی حق نمک بر جگر ریش ۴
ساقی مکن اندیشه، بده می که ندارم
من مصلحتی با خرد مصلحت اندیش ۵
ای جان گذری کن که ز هجران تو مردم
بیجان و جهان خود نتوان زیست ازین بیش ۶
بازا که من افتادهام و غیر خیالت
کس بر سر من نیست ز بیگانه و از خویش ۷
عشاق سر تاج ندارند که دارند
از خاک کف پای تو تاجی به سر خویش ۸
گفتم که دهی کام دلم گفت: لبش نی
سلمان بکش از طالب نوشی ستم نیش ۹
وز غایت تقصیر سرانداخته در پیش ۱
انداخت مرا چشم کماندار تو چون تیر
زان پس که برآورد به دست خودم از کیش ۲
ای بسته به قصد من درویش میان را
زنهار میازار به مویی دل درویش ۳
من شور تو دارم که لبان نمکینت
دارند بسی حق نمک بر جگر ریش ۴
ساقی مکن اندیشه، بده می که ندارم
من مصلحتی با خرد مصلحت اندیش ۵
ای جان گذری کن که ز هجران تو مردم
بیجان و جهان خود نتوان زیست ازین بیش ۶
بازا که من افتادهام و غیر خیالت
کس بر سر من نیست ز بیگانه و از خویش ۷
عشاق سر تاج ندارند که دارند
از خاک کف پای تو تاجی به سر خویش ۸
گفتم که دهی کام دلم گفت: لبش نی
سلمان بکش از طالب نوشی ستم نیش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۸ - نعره زنان آمدم بر در میخانه دوش
گوهر بعدی:غزل ۲۶۰ - نداشت این دل شوریده تاب سودایش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.