هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و گرفتاری در دام معشوق سخن میگوید. او از سرگشتگی، هجران و رنجهای عاشقی مینالد و از ملامتهای دیگران شکایت دارد. شعر پر از استعارههای عاشقانه مانند کمند زلف، دام بلا و گلبن عمر است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۲۷۵ - من سرگشته به دست تو کجا افتادم؟
من سرگشته به دست تو کجا افتادم؟
دست من گیر خدا را، که ز پا افتادم ۱
به کمند سر زلف تو گرفتار شدم
تا چه کردم که درین دام بلا افتادم ۲
گلبن عمر مرا هجر تو از بیخ بکند
تا نگویی که من از باد هوا افتادم ۳
پیش ازان کز لب و دندان تو یابم کامی
چون زبان در دهن خلق خدا افتادم ۴
بود با باد صبا بوی تو بر بوی تو من
در پی قافله باد صبا افتادم ۵
ای ملامت گر سلمان سر زلفش را بین
تا بدانی که درین دام چرا افتادم ۶
دست من گیر خدا را، که ز پا افتادم ۱
به کمند سر زلف تو گرفتار شدم
تا چه کردم که درین دام بلا افتادم ۲
گلبن عمر مرا هجر تو از بیخ بکند
تا نگویی که من از باد هوا افتادم ۳
پیش ازان کز لب و دندان تو یابم کامی
چون زبان در دهن خلق خدا افتادم ۴
بود با باد صبا بوی تو بر بوی تو من
در پی قافله باد صبا افتادم ۵
ای ملامت گر سلمان سر زلفش را بین
تا بدانی که درین دام چرا افتادم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۴ - هر خدنگی که ز دست تو به جان میرسدم
گوهر بعدی:غزل ۲۷۶ - بر سر کوی دلارام، به جان میگردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.