هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و مستی و رهایی از قید و بندهای دنیوی سخن میگوید. او از شکستن عهد و پیمان، گرایش به مینوشی و خرابات، و بیاعتنایی به زهد و ریا میسراید. عشق و مستی را عامل زندهگی و روشنبختی خود میداند و از ترک تعلقات دنیوی سخن میگوید.
رده سنی:
18+
محتوا شامل مضامین عرفانی و اشاره به مینوشی و خرابات است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب یا نیازمند توضیح باشد.
غزل ۲۸۶ - عزم آن دارم که با پیمانه پیمانی کنم
عزم آن دارم که با پیمانه پیمانی کنم
وین سبوی زرق را بر سنگ قلاشی کنم ۱
من خراب مسجد و افتاده سجادهام
میروم باشد که خود را در خرابات افکنم ۲
ساقی دوران هر آن خون کز گلوی شیشه ریخت
گر بجویی باز یابی خون او در گردنم ۳
زاهدا با من مپیما قصه پیمان که من
از پی پیمانهای صد عهد و پیمان بشکنم ۴
گر به دوزخ بگذرم کوی مغان باشد رهم
ور به جنت در شوم میخانه باشد مسکنم ۵
بر نوای ناله مستانهام هر آفتاب
زهره همچون ذره رقصد در هوای روزنم ۶
رشته جانم بسوزاند دمادم عشق و تاب
من چراغم گوییا عشق آتش و من روغنم ۷
زنده میگردم به می بیمنت آب حیات
خود چرا باید کشیدن ننگ هر تر دامنم ۸
من پس از صد عصر کاندر زیر گل باشم چو می
گردد از یاد قدح خندان روان روشنم ۹
وین سبوی زرق را بر سنگ قلاشی کنم ۱
من خراب مسجد و افتاده سجادهام
میروم باشد که خود را در خرابات افکنم ۲
ساقی دوران هر آن خون کز گلوی شیشه ریخت
گر بجویی باز یابی خون او در گردنم ۳
زاهدا با من مپیما قصه پیمان که من
از پی پیمانهای صد عهد و پیمان بشکنم ۴
گر به دوزخ بگذرم کوی مغان باشد رهم
ور به جنت در شوم میخانه باشد مسکنم ۵
بر نوای ناله مستانهام هر آفتاب
زهره همچون ذره رقصد در هوای روزنم ۶
رشته جانم بسوزاند دمادم عشق و تاب
من چراغم گوییا عشق آتش و من روغنم ۷
زنده میگردم به می بیمنت آب حیات
خود چرا باید کشیدن ننگ هر تر دامنم ۸
من پس از صد عصر کاندر زیر گل باشم چو می
گردد از یاد قدح خندان روان روشنم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۵ - حاشا که من بنالم، ور تن شود چو نالم
گوهر بعدی:غزل ۲۸۷ - کمترین صید سر زلف کمند تو منم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.