هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق و سوزان عاشقانه است که در آن شاعر از عشق بیپایان، فداکاری و گذشتن از همه چیز برای معشوق سخن میگوید. او از درد عشق، خدمت به معشوق و ناتوانی در بیان کامل احساسات خود مینالد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۱۱ - خیال خود همه باید، ز سر به در کردن
خیال خود همه باید، ز سر به در کردن
دگر به عالم سودای او گذر کردن ۱
زمان زمان به جهانی رسیدن عشقش
وزان جهان به جهانی دگر سفر کردن ۲
به منزلی که نباشد حبیب اگر باشد
سودا دیده نباید، در آن نظر کردن ۳
چو شمع در نظر او شبی هوس دارم
به پا ستادن و خوش خدمتی به سر کردن ۴
مطولست به غایت حکایت عشقش
نمیتوان به عبارات مختصر کردن ۵
فرو مکش سخن موی در میان ای دل
چه لازمست سخن را درازتر کردن ۶
دل مرا که به بویی است قانع از تو چو مشک
چه باید این همه خونابه در جگر کردن؟ ۷
درین هوس که تویی باید اول ای سلمان
هوای دنیی و عقبی ز سر به در کردن ۸
به باد، جان به تمنای دوست بر دادن
ز خاک سر به تماشای یار بر کردن ۹
دگر به عالم سودای او گذر کردن ۱
زمان زمان به جهانی رسیدن عشقش
وزان جهان به جهانی دگر سفر کردن ۲
به منزلی که نباشد حبیب اگر باشد
سودا دیده نباید، در آن نظر کردن ۳
چو شمع در نظر او شبی هوس دارم
به پا ستادن و خوش خدمتی به سر کردن ۴
مطولست به غایت حکایت عشقش
نمیتوان به عبارات مختصر کردن ۵
فرو مکش سخن موی در میان ای دل
چه لازمست سخن را درازتر کردن ۶
دل مرا که به بویی است قانع از تو چو مشک
چه باید این همه خونابه در جگر کردن؟ ۷
درین هوس که تویی باید اول ای سلمان
هوای دنیی و عقبی ز سر به در کردن ۸
به باد، جان به تمنای دوست بر دادن
ز خاک سر به تماشای یار بر کردن ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۰ - خجالت دارم از کویت، ز بس درد سر آوردن
گوهر بعدی:غزل ۳۱۲ - چندان فتاد ما را، کار از شراب خوردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.