هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و جدایی از اوست. شاعر با استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های زیبا، از درد فراق، بی‌قراری، و اشتیاق خود می‌گوید و در عین حال، به ستایش معشوق و ردّ دنیای زهد و تقوای ظاهری می‌پردازد. ابیات پایانی شعر نیز اشاره‌ای به عرفان و وحدت وجود دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه‌ی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و کنایه‌ها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی برای درک کامل دارند.

غزل ۳۲۸ - با آنکه آبم برده‌ای، یکباره دست از ما مشو

با آنکه آبم برده‌ای، یکباره دست از ما مشو
باشد که یکبار دگر، باز آید آب ما به جو ۱

تا کی به بوی عنبرین زنجیر زلف سر کشت؟
آشفته پویم در به در دیوانه گردم کو به کو ۲

من مست ورندو عاشقم، وز زهد و تقوی فارغم
بد گوی را در حق من، گوهر چه می‌خواهی بگو ۳

ای در خم چوگان تو، گوی دل صاحبدلان
دل گوی می‌گردد ترا میلی اگر داری بگو ۴

از موی فرقت تا میان، فرقی نباشد در میان
باریک بینی هردو را، چون باز بینی مو به مو ۵

با سرو کردم نسبتت، گفتی که ای کوته نظر
گر راست می‌گویی چو من، رو در چمن سروی بجو ۶

شانه شکسته بسته از زلف حکایت می‌کند
آیینه را بردار تا روشن بگوید روبرو ۷

شمع زبان آور شبی از سر گرفت افسانه‌ام
دودش بر سر رفت از آن اشکش ازو آمد فرو ۸

سلمان حریف یار شد وز غیر او بیزار شد
یکدم رها کن مدعی، او را به ما ما را به او ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۲۷ - هندوی زلف سرکشت با تو نشسته روبرو
گوهر بعدی:غزل ۳۲۹ - آمد آن خسرو خوبان جهان از باکو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.