خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و رنج عاطفی عمیق خود میگوید که ناشی از جدایی یا خیانت معشوق است. او از نالهها و فریادهای بیپاسخ خود سخن میگوید و احساس میکند عمرش به باد رفته است. این متن بیانگر اندوه، یأس و ناامیدی ناشی از عشق نافرجام است.
متن حاوی مضامین عاطفی پیچیده، درد عشق و یأس وجودی است که درک آن برای نوجوانان کمسنتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارههای عمیق (مانند 'خون جگر' یا 'حاصل عمر بر باد رفته') نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۳۲ - داشتم روزی دلی بر من بسی بیداد ازو
داشتم روزی دلی بر من بسی بیداد ازو
رفت و جز خون جگر کاری دگر نگشاد ازو ۱
ناله و فریاد من رفت از زمین تا آسمان
ناله از دل میکند فریاد ازو فریاد ازو ۲
در پی دل چند گردم کاب رویم ریخت دل
دست خواهم شست ازین پس هرچه باداباد ازو ۳
مینشاند باد سرد دل چراغ عمر من
حاصل عمرم نگر چون میرود بر باد ازو ۴
رفت و جز خون جگر کاری دگر نگشاد ازو ۱
ناله و فریاد من رفت از زمین تا آسمان
ناله از دل میکند فریاد ازو فریاد ازو ۲
در پی دل چند گردم کاب رویم ریخت دل
دست خواهم شست ازین پس هرچه باداباد ازو ۳
مینشاند باد سرد دل چراغ عمر من
حاصل عمرم نگر چون میرود بر باد ازو ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۱ - ای سر سودای من رفته در سودای تو
گوهر بعدی:غزل ۳۳۳ - دورم از جانان و مسکین آنکه شد مهجور ازو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.