خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر عشق و ستایش معشوق است. شاعر از عشق خود به معشوق میگوید و او را با عناصری مانند سرو و باد مقایسه میکند. همچنین، شاعر به بندگی و وفاداری خود به معشوق اشاره میکند و زیباییهای معشوق را توصیف مینماید.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و ادبیات کلاسیک است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیقتر از شعر نیاز به آشنایی با ادبیات و اصطلاحات شعری دارد.
غزل ۳۳۱ - ای سر سودای من رفته در سودای تو
ای سر سودای من رفته در سودای تو
باد سر تا پای من برخی ز سر تا پای تو ۱
گر سر من رفت در سودای عشقت گو: برو
بر سرم پاینده بادا سایه بالای تو ۲
جای سروت در میان جویبار چشم ماست
گرچه ماییم از میان جان و دل جویای تو ۳
گر نبینم مردم چشم جهان بین را رواست
خود کسی را کی توانم دید من بر جای تو ۴
سرو لافی میزند یعنی که بالای توام
سرو بیبرگی است باری تا تو بود بالای تو ۵
چشم ترکت ترکتاز و حاجبش پیشانی است
چون در آید کس به چشم تنگ ترک آسای تو ۶
رای من جز بندگی سرو آزاد تو نیست
بس بلند افتاد سلمان راستی رارای تو ۷
باد سر تا پای من برخی ز سر تا پای تو ۱
گر سر من رفت در سودای عشقت گو: برو
بر سرم پاینده بادا سایه بالای تو ۲
جای سروت در میان جویبار چشم ماست
گرچه ماییم از میان جان و دل جویای تو ۳
گر نبینم مردم چشم جهان بین را رواست
خود کسی را کی توانم دید من بر جای تو ۴
سرو لافی میزند یعنی که بالای توام
سرو بیبرگی است باری تا تو بود بالای تو ۵
چشم ترکت ترکتاز و حاجبش پیشانی است
چون در آید کس به چشم تنگ ترک آسای تو ۶
رای من جز بندگی سرو آزاد تو نیست
بس بلند افتاد سلمان راستی رارای تو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۰ - باز میافکند آن زلف کمند افکن او
گوهر بعدی:غزل ۳۳۲ - داشتم روزی دلی بر من بسی بیداد ازو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.