هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس ناامیدی و دلشکستگی خود سخن میگوید. او از دوستی که به او پشت کرده و به دشمنان پیوسته، شکایت دارد و از سنگدلی معشوق و بیتوجهی او به نالههایش مینالد. شاعر خود را خاکستری فروتن و معشوق را نورانی و متکبر میداند و از تضاد بین عجز خود و غرور معشوق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۳۴۷ - ای نور دیده باز گو جرمی که از ما دیدهای
ای نور دیده باز گو جرمی که از ما دیدهای
تا بیگناه از ما چرا چون بخت بر گردیدهای؟ ۱
ای کاش دشمن بودمی نی دوست چون بر زعم من
با دشمنان پیوستهای و ز دوستان ببریدهای ۲
بر من نبخشاید دلت یا رب چه سنگین دل بتی
ما ناکه یا رب یا ربم در نیمه شب نشنیدهای؟ ۳
از عجز و ضعف و مسکنت وز حسن و لطف و نازکی
ما خاک خاک آستان، تو نور نور دیدهای ۴
از اشک سلمان کردهای آبی روان وانگه از آن
دامن ناز و سرکشی چون نارون پیچیدهای ۵
تا بیگناه از ما چرا چون بخت بر گردیدهای؟ ۱
ای کاش دشمن بودمی نی دوست چون بر زعم من
با دشمنان پیوستهای و ز دوستان ببریدهای ۲
بر من نبخشاید دلت یا رب چه سنگین دل بتی
ما ناکه یا رب یا ربم در نیمه شب نشنیدهای؟ ۳
از عجز و ضعف و مسکنت وز حسن و لطف و نازکی
ما خاک خاک آستان، تو نور نور دیدهای ۴
از اشک سلمان کردهای آبی روان وانگه از آن
دامن ناز و سرکشی چون نارون پیچیدهای ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۶ - لعل را بر آفتاب حسن گویا کردهای
گوهر بعدی:غزل ۳۴۸ - در خیل تو گشتیم، بسی از همه بابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.