هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فراق سخن میگوید. او از جستوجوی معشوق و بیپاسخ ماندن پرسشهایش مینالد، از رنج هجران و اشتیاق به دیدار میگوید، و از خواب و خیال معشوق به عنوان تنها مایه تسلی یاد میکند. در پایان نیز به عشق و جذبههای آن اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۴۸ - در خیل تو گشتیم، بسی از همه بابی
در خیل تو گشتیم، بسی از همه بابی
کردیم سوال و نشنیدیم جوابی ۱
خوردیم بسی خون و ندیدیم کسی را
جز دیده که ما را مددی کرد به آبی ۲
من نگذرم از خاک درت خاک من اینجاست
ای عمر تو بگذر اگرت هست شتابی ۳
در شرح فراقت چه نویسم که نگنجد
شرح غم هجران تو در هیچ کتابی ۴
در خواب خیال تو هوس دارم و کو خواب
ای بخت شبی بخش بدین یکدمه خوابی ۵
جان خواست که در لطف به شکل تو بر آید
هم رنگی طاوس هوس کرد غرابی ۶
دی مدعیی دعوت من که سلمان
تا کی ز خرابات چه آید ز خرابی ۷
آمد به سرم عشق که مشنو سخن او
تو روی به ما کردهای او روی به آبی ۸
کردیم سوال و نشنیدیم جوابی ۱
خوردیم بسی خون و ندیدیم کسی را
جز دیده که ما را مددی کرد به آبی ۲
من نگذرم از خاک درت خاک من اینجاست
ای عمر تو بگذر اگرت هست شتابی ۳
در شرح فراقت چه نویسم که نگنجد
شرح غم هجران تو در هیچ کتابی ۴
در خواب خیال تو هوس دارم و کو خواب
ای بخت شبی بخش بدین یکدمه خوابی ۵
جان خواست که در لطف به شکل تو بر آید
هم رنگی طاوس هوس کرد غرابی ۶
دی مدعیی دعوت من که سلمان
تا کی ز خرابات چه آید ز خرابی ۷
آمد به سرم عشق که مشنو سخن او
تو روی به ما کردهای او روی به آبی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۷ - ای نور دیده باز گو جرمی که از ما دیدهای
گوهر بعدی:غزل ۳۴۹ - جان ندارد بی لب شیرین جانان لذتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.