هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از معشوق یا وجودی الهی سوال میپرسد که او کیست و چه جایگاهی دارد. شاعر از تأثیر عمیق این وجود بر جانها سخن میگوید و از مخاطب میخواهد هویت واقعی خود را آشکار کند. در پایان، شاعر به سلمان (احتمالاً اشاره به سلمان فارسی) توصیه میکند که از عشق پریشان نشود و ابتدا به خود بنگرد.
رده سنی:
15+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۳۵۱ - ای میوه رسیده ز بستان کیستی
ای میوه رسیده ز بستان کیستی
وی آیت نو آمده در شان کیستی؟ ۱
جانها گرفتهاند تو را در میان چو شمع
جانت فدا تو شمع شبستان کیستی؟ ۲
هر کس به بوی وصل تو دارد دلی کباب
معلوم نیست خود که تو مهمان کیستی؟ ۳
جانها به غم فرو شده اندر هوای تو
باری تو خوش بر آمده جان کیستی؟ ۴
آن توایم ما همه بگذار آن همه
با این همه بگو که تو خود آن کیستی؟ ۵
سلمان مشو ز عشق پریشان و جمع باش
اول نگاه کن که پریشان کیستی؟ ۶
وی آیت نو آمده در شان کیستی؟ ۱
جانها گرفتهاند تو را در میان چو شمع
جانت فدا تو شمع شبستان کیستی؟ ۲
هر کس به بوی وصل تو دارد دلی کباب
معلوم نیست خود که تو مهمان کیستی؟ ۳
جانها به غم فرو شده اندر هوای تو
باری تو خوش بر آمده جان کیستی؟ ۴
آن توایم ما همه بگذار آن همه
با این همه بگو که تو خود آن کیستی؟ ۵
سلمان مشو ز عشق پریشان و جمع باش
اول نگاه کن که پریشان کیستی؟ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۰ - خنک صبا که ز زلفش، خلاص یافت نفسی
گوهر بعدی:غزل ۳۵۲ - خورشید رخا سایه ز ما باز گرفتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.