هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به موضوعات عشق، رنج، صبر و فداکاری میپردازد. شاعر از درد عشق سخن میگوید و بیان میکند که تنها چیزی که از او باقی مانده، گردی ناشی از این درد است. او همچنین به مفاهیمی مانند تسلیم در برابر عشق، مبارزه با وسوسههای دنیوی و رشد معنوی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۳۵۳ - دلا راه هوا خالی نخواهد بودن از گردی
دلا راه هوا خالی نخواهد بودن از گردی
قدم مردانه نه کانجا به گردی میرود مردی ۱
خبر داری که درد او برآوردست گرد از من
نماندست از من خاکی به غیر از درد او گردی ۲
چو گردم در هوا گردان ولیکن بر دلش هرگز
نمیآیم رها کن تا نیاید بر دلش گردی ۳
دم لعل لبش خوردیم و زاهد کرد منع ما
نکردی منع ما زاهد اگر زین می دمی خوردی ۴
گهی بر آب باید زد درین ره گاه بر آتش
بباید خو فرا کردن به هر گرمی و هر سردی ۵
ز آب دیده سلمان نهال حسن میبالد
سحابی تا نمیگرید نمیخندد رخ وردی ۶
نه هر رعنا و شی باشد حریف مرد درد او
بباید عشق جانان را درون درد پروردی ۷
قدم مردانه نه کانجا به گردی میرود مردی ۱
خبر داری که درد او برآوردست گرد از من
نماندست از من خاکی به غیر از درد او گردی ۲
چو گردم در هوا گردان ولیکن بر دلش هرگز
نمیآیم رها کن تا نیاید بر دلش گردی ۳
دم لعل لبش خوردیم و زاهد کرد منع ما
نکردی منع ما زاهد اگر زین می دمی خوردی ۴
گهی بر آب باید زد درین ره گاه بر آتش
بباید خو فرا کردن به هر گرمی و هر سردی ۵
ز آب دیده سلمان نهال حسن میبالد
سحابی تا نمیگرید نمیخندد رخ وردی ۶
نه هر رعنا و شی باشد حریف مرد درد او
بباید عشق جانان را درون درد پروردی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۲ - خورشید رخا سایه ز ما باز گرفتی
گوهر بعدی:غزل ۳۵۴ - به نیازی که با خدا داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.