هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد فراق و اشتیاق به معشوق است. شاعر با زبانی پراحساس از دلبستگی و انتظار خود میگوید و از نبود معشوق شکوه میکند. او از زلف معشوق، چشمهای بیمارش و تنهایی خود سخن میگوید و در نهایت به سوداییشدن خود اشاره میکند.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و عارفانه عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 15 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.
غزل ۳۸۵ - چشم داریم که دلبستگی بنمایی
چشم داریم که دلبستگی بنمایی
دل ما راست فرو بستگی، بگشایی ۱
تو کجایی که منت هیچ نمیبینم باز؟
باز هر جا که نظر میکنمت، آنجایی ۲
دل فرزانه من تا سر زلف تو بدید
سر برآورد به آشفتگی و شیدایی ۳
این چه خشم است که رفتی و نمیآیی باز؟
عمر باز آیدم ای عمر اگر باز آیی ۴
نتوانتم نظر از زلف تو بر بست که هست
چشم بیمار مرا عادت شب پیمایی ۵
گو مینداز نظر بر رخ منظور دگر
آنکه چون چشم منش نیست دل دریای ۶
تو مرا آینه جانی و در عین صفا
بمن ای آینه روی از چه سبب ننمایی ۷
ای تو با جمله و تنها ز همه فیالجمله
نور چشم منی و جان و دل تنهایی ۸
زلف را گوی که در گردن من دست مکن
این بست نیست که سر در قدمم میسایی؟ ۹
پخت سودای سر زلف تو سلمان عمری
لاجرم گشت به هم برزده و سودایی ۱۰
دل ما راست فرو بستگی، بگشایی ۱
تو کجایی که منت هیچ نمیبینم باز؟
باز هر جا که نظر میکنمت، آنجایی ۲
دل فرزانه من تا سر زلف تو بدید
سر برآورد به آشفتگی و شیدایی ۳
این چه خشم است که رفتی و نمیآیی باز؟
عمر باز آیدم ای عمر اگر باز آیی ۴
نتوانتم نظر از زلف تو بر بست که هست
چشم بیمار مرا عادت شب پیمایی ۵
گو مینداز نظر بر رخ منظور دگر
آنکه چون چشم منش نیست دل دریای ۶
تو مرا آینه جانی و در عین صفا
بمن ای آینه روی از چه سبب ننمایی ۷
ای تو با جمله و تنها ز همه فیالجمله
نور چشم منی و جان و دل تنهایی ۸
زلف را گوی که در گردن من دست مکن
این بست نیست که سر در قدمم میسایی؟ ۹
پخت سودای سر زلف تو سلمان عمری
لاجرم گشت به هم برزده و سودایی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۴ - کشیده کار ز تنهایم به شیدایی
گوهر بعدی:غزل ۳۸۶ - تو شمع مجلس انسی و از صفا همه رویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.