هوش مصنوعی:
متن درباره خواب عجیبی است که شخصی دیده است. در این خواب، سیل از کوه زراب آمده و عمارت و پالانهای حاجی را نابود کرده است. سپس یکی از افراد شرور شهر این خواب را به گوش دیگران رسانده و پاسخ میگیرد که هر شب خرها را در خواب نشان میدهند که آب پالانهای گرانبها را برده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم تمثیلی و اخلاقی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و ساختار شعری آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
قطعه ۱۱ - شنودم که میگفت بشوده به شیخ
شنودم که میگفت بشوده به شیخ
که احوال حاجی است در اضطراب ۱
چه من دوش خوابی عجب دیدهام
که سیلی در آمد ز کوه زراب ۲
عمارات حاجی و پالانهاش
همی برد و میکرد یکسر خراب ۳
یکی از خبیثان شهر این سخن
به جایی رسانید و دادش جواب ۴
نمایند هر شب خران را بخواب
که پالان گران را ببردست آب ۵
که احوال حاجی است در اضطراب ۱
چه من دوش خوابی عجب دیدهام
که سیلی در آمد ز کوه زراب ۲
عمارات حاجی و پالانهاش
همی برد و میکرد یکسر خراب ۳
یکی از خبیثان شهر این سخن
به جایی رسانید و دادش جواب ۴
نمایند هر شب خران را بخواب
که پالان گران را ببردست آب ۵
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۵
۳۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۱۰ - به سال هفتصد و هفتاد و پنج گشت خراب
گوهر بعدی:قطعه ۱۲ - جهان جود و مروت سپهر فضل و کرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.