هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق الهی و تسلیم در برابر آن میپردازد. شاعر از قدرت عشق سخن میگوید که حتی عقل و فرشتگان را تحت تأثیر قرار میدهد و از تسلیم شدن در برابر این عشق صحبت میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند رهایی از قید و بندهای دنیوی و رسیدن به وصال الهی اشاره میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تسلیم در برابر عشق الهی و رهایی از قید و بندهای دنیوی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۲۷۶ - باز درآمد ز راه بیخود و سرمست دوش
باز دَرآمَد زِ راه بیخود و سَرمَستْ دوش
توبه کُنان توبه را سیلْ بِبُردهست دوش ۱
گُرزْ بَرآوَرْد عشق کوفت سَرِ عقل را
شُد زِ بُلَندیِّ عشق چَرخِ فَلَک پَستْ دوش ۲
دولتِ نو شُد پَدید دامِ جهان را دَرید
مُرغِ ظَریف از قَفَص شُکر که وارَستْ دوش ۳
آنچه به هفت آسْمانْ جُست فرشته و نیافت
نَکْ به زمین گاهِ خاک سَهْل بُرون جَستْ دوش ۴
آن کِه دلِ جبرئیلْ از کَفِ او خسته بود
مُرغِ پَراِشْکَستهیی سینهٔ او خَستْ دوش ۵
عقلِ کَمالی که او گَردنِ شیران شِکَست
عاشقِ بیدست و پا گَردنِ او بَستْ دوش ۶
از شَرَرِ آفتاب شیشهٔ گَردون نَکَفت
سایهٔ بیسایهیی دید دَراشْکَستْ دوش ۷
ماه که چون عاشقان در پِیِ خورشید بود
بَعدِ فِراقِ دراز خُفْیه بِپیوستْ دوش ۸
آن کِه دَرو عقل و وَهْم مینَرَسَد از قُصور
گشت عِیان تا که عشق کوفت بَرو دستْ دوش ۹
هر چه بُوَد آن خیالْ گردد روزی وِصال
چند خیالِ عَدَم آمد در هستْ دوش ۱۰
خامُش باش ای دَلیل خامُشیاَت گفتن است
شُد سَر و گوشَت بُلند از سُخَنِ پَستْ دوش ۱۱
توبه کُنان توبه را سیلْ بِبُردهست دوش ۱
گُرزْ بَرآوَرْد عشق کوفت سَرِ عقل را
شُد زِ بُلَندیِّ عشق چَرخِ فَلَک پَستْ دوش ۲
دولتِ نو شُد پَدید دامِ جهان را دَرید
مُرغِ ظَریف از قَفَص شُکر که وارَستْ دوش ۳
آنچه به هفت آسْمانْ جُست فرشته و نیافت
نَکْ به زمین گاهِ خاک سَهْل بُرون جَستْ دوش ۴
آن کِه دلِ جبرئیلْ از کَفِ او خسته بود
مُرغِ پَراِشْکَستهیی سینهٔ او خَستْ دوش ۵
عقلِ کَمالی که او گَردنِ شیران شِکَست
عاشقِ بیدست و پا گَردنِ او بَستْ دوش ۶
از شَرَرِ آفتاب شیشهٔ گَردون نَکَفت
سایهٔ بیسایهیی دید دَراشْکَستْ دوش ۷
ماه که چون عاشقان در پِیِ خورشید بود
بَعدِ فِراقِ دراز خُفْیه بِپیوستْ دوش ۸
آن کِه دَرو عقل و وَهْم مینَرَسَد از قُصور
گشت عِیان تا که عشق کوفت بَرو دستْ دوش ۹
هر چه بُوَد آن خیالْ گردد روزی وِصال
چند خیالِ عَدَم آمد در هستْ دوش ۱۰
خامُش باش ای دَلیل خامُشیاَت گفتن است
شُد سَر و گوشَت بُلند از سُخَنِ پَستْ دوش ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۵۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۷۵ - چون بزند گردنم سجده کند گردنش
گوهر بعدی:غزل ۱۲۷۷ - خواجه غلط کردهیی در صفت یار خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.