شماره ۷۲۰ - نصیب ما ز ازل درد و داغ و هجران شد
نصیب ما ز ازل درد و داغ و هجران شد
نصیبه ازل است این ملول نتوان شد ۱
شکستگان محبت ره عدم رفتند
دل شکسته ماهم یکی از ایشان شد ۲
چو غنچه جامه جانم درید و دلشادم
که دست خاری ایامم از گریبان شد ۳
کجاست ساقی مجلس که در خمار ستم
دلم ز تشنه لبی سیر از آب حیوان شد ۴
بجان خیال رخت خانه ساخت وه چه کنم
که ذره یی چو مرا آفتاب مهمان شد ۵
محبتی که مرا غایبانه بود به تو
کنون که با تو نشستم هزار چندان شد ۶
دلیکه زنده چو شمع از چراغ وصلت گشت
ز پای تا بسر از فرق تا قدم جان شد ۷
ز بخت تیره خود مشکلی که اهلی داشت
بنور دولت آن آفتاب آسان شد ۸
نصیبه ازل است این ملول نتوان شد ۱
شکستگان محبت ره عدم رفتند
دل شکسته ماهم یکی از ایشان شد ۲
چو غنچه جامه جانم درید و دلشادم
که دست خاری ایامم از گریبان شد ۳
کجاست ساقی مجلس که در خمار ستم
دلم ز تشنه لبی سیر از آب حیوان شد ۴
بجان خیال رخت خانه ساخت وه چه کنم
که ذره یی چو مرا آفتاب مهمان شد ۵
محبتی که مرا غایبانه بود به تو
کنون که با تو نشستم هزار چندان شد ۶
دلیکه زنده چو شمع از چراغ وصلت گشت
ز پای تا بسر از فرق تا قدم جان شد ۷
ز بخت تیره خود مشکلی که اهلی داشت
بنور دولت آن آفتاب آسان شد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱۹ - مه دو هفته اگر رفت عمر ساقی باد
گوهر بعدی:شماره ۷۲۱ - هرگز از کوی تو کس دور بشمشیر نشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.